باران نم نم بر سقف این...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
5 امتیاز از 1 رای

باران، نم‌نم بر سقفِ این خانه‌ی متروک می‌کوبد

و دل، در تکرارِ نبودنت، دیوانگی پیشه کرده است.

آن رقصِ بی‌قرارت،

حالا در کوچه پس‌کوچه‌های زمان آواره شده

و من… تنها سایه‌ای که بی‌هدف، در هیاهوی شهر به هر سو کشیده می‌شود.

دلی که بی‌قرار بود،

آتشی از تو داشت که مرهمِ زخم‌هایش بود.

جان دادم برایت،
ارزانی‌ات کردم تمامِ هستی‌ام را،

اما تو… تو آنی شدی که پرِ پرواز گشودی؛

در حالی که ما، در یک قفس، هم‌نفس بودیم.

سیاهیِ چشمانت که دنیای من بود،

حالا سهمِ چشم‌های دیگری‌ست.

و من، آن پروانه‌ی چرخانِ درونت،

دیگر دلیلی برای چرخیدن ندارم.

اگرچه تو رفتی و من ماندم،

اگرچه تو نقاشِ این شب‌های سیاهی،

من هنوز در آوارگیِ کلامِ تو،
در پیِ جامِ خیالی‌ات،

جان می‌دهم

زهرا نجفی
ZibaMatn.IR
طنین پر سکوت
ارسال شده توسط
ارسال متن