درد دل با غیر درد دل...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن اشعار صدیقه جُر
- درد دل با غیر درد دل...
درد دل با غیر
درد دل کردم به خلوت، با رفیقی آشنا
من ندانستم که رازم میفروشد بی وفا
قصهٔ رنج دلم را مو به مو گفتم به وی
او ولی از اعتمادم کرد غوغایی به پا
اشکهایم را شمرد و خنده بردردم نمود
من شکستم، او تماشا کرد با صدها ادا
گفتمش: ای دوست، این زخم از غریبه کمتراست
زخم خنجر های پنهان میرسد از آشنا
هر که را محرم شمردم، پرده از کارم درید
ماندهام با قلب خسته، بیپناه و بیصدا
راز دل را با که گویم، وقتی این دنیای دون
میکُند از آه مظلومان، برای خود نوا؟
گر چه آسان می توان سنجید یار را با زبان
علت گفتار من ، یک نارفیق شد ، مدعا
می زند گر دشمنم مردانه خنجر روبه رو
دوست اما خنجرش را میزند از پشتِ ما
بعد از این، در سینه پنهان میکنم اسرار را
تا نگردد راز من بازیچه ی هر خرده پا
گرچه از نامردمیها قلب من آزرده است
باز هم با مهر میمانم، نمیسازم جفا
درد دل با هر کسی گفتن، هنر نیست ای رفیق
هر کسی محرم نباشد، چون نباشد یار ما