ز هر ڪـس میتوان آسوבہ בل ڪنـב. بغیر از آنـڪـہ با چشمان مستش برבہ בل را.
چپاول کرده ای ایمان و دینم دلم را هم ربودی نازنینم دگر از من چه باقی مانده ای یار کنون با هر چه غم من هم نشینم