متن المیرا پناهی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات المیرا پناهی
یک جان دارم آن هم فدای مادرم….
گفته ام به خدایم جان مرا بهر او ببر نه جای دگر ….
جان بی مادر بی جان است پس جانم باش مادر ….
نویسنده و روانشناس:المیراپناهی درین کبود
اول و آخر عشق دختر
واژه ای پر غروری است به نام پدر ….جانااانم
نویسنده وروانشناس :خانم المیراپناهی درین کبود
هرز شدم میان گل های بی خار
ب جرم دوست داشتن گل دیگر….
عدالت را با چه جرمی دادی….!
نویسنده وروانشناس:سرکارخانم المیراپناهی درین کبود
دختر مفت نباش گران باش بهایت را بپردازند ….
گل بی خار مفت نمی ارزد….
نویسنده روانشناس:المیراپناهی درین کبود
شعرهایم بی لطف توردیف و قافیه ندارد
بیا غزل ها برایم دارم…..
نویسنده:المیراپناهی درین کبود
گاهی بگذار از دور تماشایت کنند گلم
نزدیک باشی بوی گلبرگ هایت دلشان را میزند …..
نویسنده و روانشناس :المیراپناهی درین کبود
صبرم به بزرگی قلبم نیست خدا…
این بار من حقیر را با صبرم امتحان نکن…..
نویسنده و روانشناس:المیراپناهی درین کبود
آواره ای شدم در خرابه ها خرد را خریدم از دیوانگان…
فراموش نکنید دیوانگان امروز عاقلان دیروز بودند….
نویسنده و روانشناس:خانم المیراپناهی درین کبود
جوهر عدالتت ت گوهر زندگی من است…
مبادا با هر بادی بلرزی….
نویسنده و روانشناس:خانم المیراپناهی درین کبود
در عشق جان باختن درست مانند آن است که
درنگاهش نفس بکشید در یک لحظه دیدگانش بسته شود در اغوشش جان به جان تسلیم …
نویسنده و روانشناس:خانم المیراپناهی درین کبود✌️
باید عشق را از شهریار آموخت تا لحظه مرگش در انتظار ماند…
درست است بگویم جان به جانمم کنن جانم تویی جانااان ….
نویسنده و روانشناس:سرکار خانم المیراپناهی درین کبود
حافظا تلخی شراب را به جان خریدی ؟
تا مست اوباشی
نه شیدای هر رهگذری ….
مست بودنت ادیب ،ادیبان عالمی دارد..
نویسنده و روانشناس:خانم المیراپناهی درین کبود
همان طور که ماهی رااز آب بگیرید میمیرد
فرزند هم بی اغوش مادر میمرد …
ماهی را از آب نگیرید ….
نویسنده و روانشناس:خانم المیراپناهی درین کبود
گفتند از خدا چه می خواهی؟
جواب دادم:قبل مادرم بمیرم مرا آرزوی دگر نیست ز دنیا ……
دنیا بی مادرم آخرت است
نویسنده و روانشناس :خانم المیراپناهی درین کبود
خدایا غم دنیا را به جان میخرم …
اما غم را به عزیزانم نشان نده ….
نویسنده؛المیرا پناهی درین کبود
گاهی تمام یک دختر خلاصه میشود در قاب عکس غبار گرفته ……
به نام پدر
🌗
نویسنده و روانشناس:خانم المیراپناهی درین کبود
اصالت ب خون و ذات ادمیست …
ادا در آوردن بی شخصیتت میکند نه با اصالت ….
بی ادا با اصالت باشیم ..
نویسنده :خانم المیرا پناهی درین کبود روانشناس
کاش خاطره ها بگویند….
غریبه ی امروز همان آشنای دیروز است…
نویسنده و روانشناس:خانم المیرا پناهی درین کبود
رد نگاهش را در شعرهایم میگشتم..
مگر دیوانه هم می تواند شعر بنویسد غزل بخواند …..
نویسنده ، روانشناس :خانم المیراپناهی درین کبود
مشاجره همان دوست دارم قبل از مشاعره
است ….
نویسنده ،روانشناس:خانم المیراپناهی درین کبود