نوبتِ سوختنِ ما، به جهنم نرسد....
جانا چه گویم شرح فراقت؟ چشمی و صد نم، جانی و صد آه...
تو با روح من از روز ازل یارترین ...
به کُجا بَرَم سری را که نکرده ام فدایت؟
بی عشق زیستن را جز نیستی چه نام است..
بی قرار عشق را جز در وصال آرام نیست...
شوربختی بین که در آغوشِ دریا سوختم
بگذار که پنهان بود این درد جگرسوز... کاشی
اشتیاقی که مرا زنده نگه داشت تویی...
من از تو روی نپیچم گرم بیازاری ...
نگرانی، بدترین زهر معده است.
سست تر از رشته ۍ ایمان من، پیمان اوست..
تو را که درد نباشد ز درد ما چه تفاوت؟
ازآنچه نیست مخور غم،از آنچه هست برون آ...
یاد شیرین تو بر من زندگی را تلخ کرد...!
نمی خواهم که بر دوش ِکسی باری زِ من باشد...
ما تو را در همه عالم نشناسیم نظیر
نیست خوش تر زسر کوی تو دیگر جایی...️ _بسطامی
یکی است شنبه و آدینه پیش مشرب من...
با هر چه بود انسِ تو جای تو همان است.. . _لاهیجی
جانی که در تن است مرا ؛از برای توست...️
آن تیغ کجا بود که ناگه رگ جان زد..؟
دانست که مخمورم و جامی نفرستاد...
ذره ی خاکم و در کویِ تواَم جایْ خوش است...