من نگرانم، دلم میسوزد از اینکه چند سال بعد عکسِ دو نفره ام را برایت ایمیل کنم و تو با روشنفکریِ مسخره ای از صمیم قلب برایم آرزوی خوشبختی کنی، من میترسم از اینکه دلم بخواهد سر به تنِ آن شخصِ کناری ات نباشد و مجبور باشم لبخندِ احمقانه ای...
و من چه خوشبختم که تو رو دارم که روزی هزار بار با چشمات با نگات صدام می کنی... دوست دارم تا همیشه تولدت مبارک عشق همیشگی من
نیازی ندارم لباس های فلان مارک بپوشم و عطرهای فلان مارک بزنم و خانه ام فلان جایِ شهر باشد ، همین که گوشه ی یک باغ کوچک ، اتاقی رو به آفتاب داشته باشم برایم کافیست ... من با کتاب ها و موسیقی ام ، من با همین پنجره ی...
تُ نهایت عشقی نهایت دوست داشتن و در لابلای این بی نهایت ها چقدر خوشبختم که تُ سهم قلب منی ... ️️️
یکی باشه که تو چشاش زل بزنی و بگی خیلی خوشبختمکه *تو *رو دارم.
آدمها باید یک چیز را درباره خودشان بدانند! من کجا خوشبختم؟ و لزوماً، منظور از جا یک مکان جغرافیایی نیست، منظور نقطه لذت زندگیست. کِی ها و با کی ها و چراهایش مهم است
می توان همچون عروسک های کوکی بود با دو چشم شیشه ای دنیای خود را دید می توان در جعبه ای ماهوت با تنی انباشته از کاه سالها در لابلای تور و پولک خفت می توان با هر فشار هرزهء دستی بی سبب فریاد کرد و گفت آه ، من...