متن دلنوشته
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات دلنوشته
زِندِگیمون شُدِه خَندِه هایِ مَصنوعی...
لا به لای دردایِ واقِعی..!
ما بد نبودیم،
فقط مِثل بعضیا بازیگری بلد نبودیم!.
اگر دلت گرفته…سکوت کن ،
این روزها کسی معنای دلتنگی را نمی فهمد!
با دلت حسرتِ هم صحبتی ام هست، ولی
سنگ را با چه زبانی به سخن وادارم؟
خندهی خشکی به لب دارم ولی بارانیام ؛
ظاهری آرام دارد باطن طوفانیام...
گوش خر کوتاه کردی اسب شد آیا مگر ؟
جان من ذاتیست بعضی ویژگی های بشر...
ای کاش آدما ؛
همونقدر که از ارتفاع میترسن ؛
کمی هم از پستی هراس داشتن ...
گاهی هم لازمه خودتو به خواب بزنی ؛
بیداری تاوان های سنگینی داره...
میگن :
«با دوستان مروت با دشمنان مدارا»
متاسفانه مشکل اینه که نمیتونیم
اونا رو از هم تشخیص بدیم ...!
وقتی رفاقتتون تموم میشه رازهاتوتو پیش هم نگه دارید...
این پایان رفاقته ، پایان شرافت نیست که...
از بس که خلق پشت نقاب ایستاده اند ؛
باور نمی کنند منِ بی نقاب را...
هر جا دلت شکست ؛
خودت شکسته هاتو جمع کن ...
تا کسی منٌتِ ؛
دستِ زخمیشو به رُخت نکشه
از نمک نشناس ها آزار دیدن سخت نیست!
درد دارد خوردنِ زخم از نمک پروده ای...
خطرناک ترین خوردنیِ دنیا ؛
گولِ ظاهرِ آدماس...
چه نامردانه رازهایم را فاش کردند
آنان که میگفتند بگو تا آرام شوی...
از هیچکس هیچ انتظاری نداشته باش
ولی از هرکس انتظار هرچیزی رو داشته باش...
محبوبِ من!
اگر روزی من نبودم؛
تو با دیدنِ شکوفههای بَهاری،
مَرا بهیاد بیاوَر...
با پرِ پروانهی بلومُورفو،
لحظهی غروبِ خورشید،
با دیدنِ ماهِ آسمان،
مَرا بهیاد بیاوَر...
اگر روزی دلتنگِ من شدی؛
با نُتهای موسیقیِ کلاسیک،
شنیدنِ صدای پیانو،
با رنگِ آبی،
مَرا بهیاد بیاوَر..
اگر زبانَم لال، روزی...
دیدمَش!
و جهان از حرکت ایستاد!
چیزی درونم اتفاق افتاد؛
حسَش کردم، از پوست تا مغزِ استخوانم تیر کشید،
میخواستم زمان متوقف شود، تا چَشم برندارم از چَشمانش..
چه میگفتند؟ به گُمانم عشق در نگاهِ اول؟!
فکر میکردم خرافاتی بیش نیست،
با خود میگفتم: آخر مَگر میشود با یک نگاه...
Dojam | دُژَم
دلِ من این روزها، مهمان سکوت است.
چایِ تلخِ خاطرهها را مینوشد
و روی طاقچهٔ ذهن، غبارِ صداها را مینشاند.
هر نگاه، هر لبخند، هر واژهای که
روزگاری آتش میافروخت،
اکنون در آغوشِ سکوت آرام خفته است.
و من… با گامهایی آهسته در کوچههای
خالی از صدا...