متن رضا محبی راد
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات رضا محبی راد
تو سنگ
من چاه
و عشق دیوانه ای
که تو را
در دل من انداخت
لاف می زنم فراموشت کرده ام
هنوز تکه ای از عشقت را نگه داشته ام
قلبم که درد می گیرد
زیر زبانم می گذارمش
حرف هایت دانه بود که پاشیدی
روی احساسی که شخم زده بودی
لامصب
مترسکی جای خود می گذاشتی
کلاغ ها ...
تمام حرف هایت را بردند
شعر_کوتاه_رضا محبی راد:
...
...
غلت می خورم در دوست داشتنت
مثل مرتاضی در رنج
گدایی در گنج
تشنه ای در آب
خسته ای در خواب
دانه ای در خاک
خوشه ای بر تاک
برگی در باد
خاطره ای در یاد ...
آه ...
تو را باید یک نفس دوست...
زمینِ بعد بارانی
و من گنجشکی تشنه
بر بلندای درختی خشک
امان از گربه سیاه ها
که دست از سر کوچه بر نمیدارند
عزیز من ....
هیچگاه دیگر از من نپرس...
چرا
گاهی سگ می شوم
تو که جایی نمی رفتی
من تو را ...
میان این شعرها پنهان کرده بودم . ...
امان از دست این ...
سارقان ادبی
همیشه میگفت
با کسی زیادی باشی ترکت می کند
گله ای نیست
اگر ترکمان کرده است
پدرانمان قبل انقلاب
خیلی با خدا بودند
مو به تنم سیخ می شود
خانه ام که هوس کوبیده می کند
کاش گوشت پدرها
حلال بود
منقار تمام کلاغ های این سرزمین
سوخته است
اخبار جنگ این روزها
خیلی داغ است
دوستت دارم
آنقدر که هیچکس به گردم نمی رسد
به تو که ،
به تو که ،
به تو که ،
به تو که فکر می کنم
اسبی در من چهار نعل می دود
سواری از خط عبور می کند