شعر هایکو قلم به نام پدر حدیث ساقی و مـِی کن به نام آنکه با شانههای زخمی و دستان پینه بسته بارِ سالها را بی صدا تا انتهای تحمل بر دوش کشید بر دستهایش نقشهی رنج کشیده بودند خط به خط از کار از صبر از نانی که همیشه نصفش...