متن کتاب من وارثِ اندوهِ پایینشهر هستم
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کتاب من وارثِ اندوهِ پایینشهر هستم
خسته ام من خسته از تکرار ها
خسته از بن بست ها، دیوارها
خسته ام از اینکه با صد آرزو
ساختم، ویران شد اما بارها
ساده بودم، ساده بودم، آخرش
ساده بودن داد دستم کارها
از غمم پرسید، گفتم: دیده ایی
شیر باشد طعمه ی کفتارها!
گاه جوری می شود...
بگو از این منِ دل خسته ی شاعر چه می دانی؟
گرفتارم به دردی که ندارد هیچ درمانی!
هزار اندوه در دل دارم اما باز می خندم
اگر در گریه خندیدی بدان بدجور ویرانی!
نگو از گل! نگو از باغ! من تفسیر پاییزم
که روحم مانده در هر کوچه ی...
شعر غمگین
متن اندوه
متن اشعار سیامک عشقعلی
متن غزل جدید
متن شاعر
متن کتاب من وارثِ اندوهِ پایینشهر هستم
در حال بارگذاری...