غروب باشی میشوم خورشید ؛ تا سرم را روی شانهات بگذارم و پشتِ تنت پنهان . باران باشی میشوم خاک ، زیر پایت ؛ تا عطر تنت را بیافشانم و به جهانیان بفهمانم که عشق چه بویی دارد . قهوهی قجری باشی ، خطرپذیر میشوم ؛ تا بدانند اگر زهر...