متن نوشته های عاشقانه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات نوشته های عاشقانه
رادیو را روشن میکنم. گوینده خبری میگوید از جایی دور, جنگی، معاملهای، دروغی...
گوش نمیدهم. من فقط به صدای پسزمینهاش گوش میدهم، انگار که تو پشت این فرکانسها قایم شده باشی.
شاید یک روز صبح، گوینده مکث کند، کاغذهایش را کنار بگذارد، و بگوید: "و اما خبری فوری برای تو:...
گاهی فکر میکنم اختراعش کردهام!
ولی نه, کسی که اختراع شده باشد
این همه جای خالی به جا نمیگذارد.
او واقعیترین آدم زندگی من است،
فقط هنوز نیامده !
دلنوشته های مهدی
دلم میخواهد فریاد بزنم که چقدر دلتنگشم؛
آنقدر دلتنگ که نفسهام گیر میکند
وقتی اسمش از ذهنم میگذرد.
دلم میخواهد بگویم دوستش دارم،
بیپروا،
بیپنهانکاری،
آنطور که شعلهی دل آدم را میسوزاند و آرام نمیگذارد.
اسمش که میآید،
قلبم میکوبد،
رم میکند،
اشکم بیاجازه میریزد.
این دردِ...
از روزی که به ' تو' مُبتلا شدم،
همه چیز به طرزِ عجیبی زیباتر شده!
قهوهی صبح دیگر تلخ نیست..
نورِ خورشید حتی وسطِ ظهر هم، زننده نیست..
از رقصِ پرنده ها و آواز گنجشک ها که نپرس!
حسی است بین رویا و واقعیت،
حسی مثلِ آغازِ یک پرواز..
به...
میخواهم برایَت نامهای بنویسم؛
از طرفِ یک ناشناس!
و تمامِ احساسم را در خط به خطّش بگنجانم..
عشقِ ممنوعهی من،
آخ اگر بدانی در ذهنم با تو چه خیالپردازیها کردهام!
امّا همین که بدانم دستهایت رنگِ قلمم را لمس میکند، برایَم کافیست،
تو را مانندِ شعری، در سینه دارم امّا...
دیدمَش!
و جهان از حرکت ایستاد!
چیزی درونم اتفاق افتاد؛
حسَش کردم، از پوست تا مغزِ استخوانم تیر کشید،
میخواستم زمان متوقف شود، تا چَشم برندارم از چَشمانش..
چه میگفتند؟ به گُمانم عشق در نگاهِ اول؟!
فکر میکردم خرافاتی بیش نیست،
با خود میگفتم: آخر مَگر میشود با یک نگاه...
|خیالِ بوسه|
مُدام با خودم فکر میکنم؛
اگر چند سالِ قبل دیده بودمَش، چه؟
اگر فقط چندسال زودتر،
به طور اتفاقی با او آشِنا میشدم،چه؟
آیا میشد که همه چیز تغییر کند؟
میشد که به جای یک نفر دیگر،
دل بِبندَد به من؟
چَشم بدوزَد به چَشمانم و آتش درونم...
لیلی من...
من تا همیشه می مانم کنارت تا تو احساس تنها بودن نکنی و من هم با تو احساس تنها بودن نمی کنم و هر وقت دلتنگ و ناراحت و یا شاد هستی و هر چه می خواهی بگویی من با اشتیاق گوش فرا می دهم بدون اینکه تو...
دستان پر مهر تو برای من، گشایشی به اندرونی خالصانه عشقی ست که برای تک تک نفسهایش خدای خالق را می ستایم
عشق زیباترین هدیه خالق به مخلوق است
آدم کسی رو داشته باشه که بتونه به دستهاش فکر کنه
و موهاش
و دندونهاش وقت خندیدن
و چشمهاش...
و چشمهاش...
آخ چشمهاش!
تو قشنگترین فردی هستی که در روبه روی من قرار گرفته ای نمیدانی که وقتی شروع به خندیدن میکنی من دوباره متولد میشوم در دل با خود میگویم کاش همیشه آنطور برایم بخندی و باعث دل بردن از من شوی.تو آنقدر زیبایی که وقتی در چشمان قشنگت نگاه میکنم غرق...
عاشق که میشوی
صدای باران هم قصهی او را میگوید
و هر برگ که روی زمین میافتد
یادش را در دلت تازه میکند…
عاشق که میشوی
باد که میوزد، عطری از حضورش میآورد
و حتی سکوت کوچهها
پر از زمزمههای نام اوست…
عاشق که میشوی
هر نگاه، هر لمس، هر...
عشقِ ما، قصهای است که هر دو با هم نوشتیم؛ اما تو، نویسندهی اولین فصلش بودی. و من، با خوشحالی، قلم را از تو گرفتم تا داستانمان را به زیبایی ادامه دهم. بودنِ در کنارِ تو، مانندِ یافتنِ گنجی است که همیشه در قلبم به دنبالش بودم...
«♡for moni»
محبوب دل تنهای من،
چه بگویم؟ ماه از لبخند زیبا و هلال صورتت حسود شده است،
و آهو از چشمانت به زمین و زمان شکایت میکند.
ستارهها هر شب در آسمان به دنبال رد نگاهت میگردند،
و رودخانهها از شوق شنیدن صدای تو بیقرارتر از همیشه جاریاند.
خانهات آباد، ای...
دلم هر لحظه تو را می خواهد،
آری تو را،
گاهی با خود می گویم دروغ است و نمی شود،
باز هم آوای درونم خبر آمدنت می دهد و با تو بودنم،
دلخوش به اینکه ی روزی در کنارم باشی ، قصه ی عشق بخوانیم در کنار هم،وبا هم بودن،...
دستهایت
پناه همیشگی روح نا آرام منند
اندیشه های تو از دور
اندیشه های نابالغ مرا
هدایتگرند
و روشنایی سخن هایت
از تاریکی حرفهای من
می کاهد
از دورترین مسافت ها
به تو می اندیشم
دوستت دارم و خواهم داشت
همیشگی ترین پناه و تکیه گاه من!...
یه عمر گولمون زدن که جمعه ها دلگیره
امروز صبح که تو بغلش بیدار شدم
گفتم؛ چه طلوع نابی
با خنده گفت؛ صبحِ جمعه ات بخیر خورشید کوچولو
فهمیدم، میتونه جمعه باشه و دل انگیز
براتون یه بغل آرزو می کنم که طلوع و غروب خورشید یکی از زیباترین هاش...
هرچند ماندنت در واقعیت تلخ است
همدم شیرین رویاهای هرشب منی
بمان برایم همچون میوه کال
نسرین شریفی
باتوبودم تمام شب را
تماشا کردیم ستاره ها را
گفتیم از قصه های عاشقیمان
زنگ ساعت عاقلم کرد و تو ترکم کردی
خنگی عاشقی هم چه مزه ای دارد
نسرین شریفی
به وسعت خورشید و ماه، به بلندای کوه، به سبزی برگ و به شکوه بی کرانه ی آسمان؛
تو را دوست دارم...
تو را دوست دارم و در دوست داشتنت عجیب گستاخم!
من تو را دوست دارم؛ به حلاوت اولین نگاه، اولین لبخند، اولین بوسه، و با تو خواهم...
قصه خوابم عجیب است
چشمانم را میبندم و تصور میکنم تورا
تا که درچشمانم به خواب روی
شاید خواب تو را ببینم
نسرین شریفی
عزیزترینِ من :
تو ابدی ترین عشقی برای قلب من
تو قشنگ ترین حسی برای تمام وجود من؛
تو مثل یک معجزه رخ دادی و قشنگ ترین اتفاق
زندگیم شدی
آرومه جونِ من :
تو خوش قلب ترین آدمِ دنیایی
دوستت دارم یار ِ همیشگیم 🥹
...