(نماز)
می تراود نور ایمان از رخ ِ اهل نماز ...
با صداقت با خدا چون می کند راز و نیاز
صید گوهر می کند انسان به هنگام سجود
غرق در بحر الهی، گر که گردد در نماز
از پلیدی می کند دوری دلی که شد عجین
با نماز، البته از شیطان کند گر احتراز
آنکه دل بندد به ذات حق تعالی، هیچگاه
دل نبندد بر جهان و ، می کند دوری ز آز
چون به «ایّاکَ» رسیدی کن «صراطَ المستقیم»
«استعانت» از خدایت ؛ عاری از شیب و فراز
چون به سجده می روی با معرفت در نزد حق
سجده گاهت می شود هم سنگِ کعبه در حجاز
مشکلاتت را توانی حل کنی با دست خود
می شوی حتی برای غیر خود هم چاره ساز
نور ایمان ، چون که می تابد درون سینه ای
روشنی گیرد چو خورشیدی که باشد در فراز
چونکه «تاج بندگی» را ، می گذاری بر سرت
کی شود غیر از خدا دستت بسوی کس دراز
چون ستون دین نماز و أفضلُ الأعمالِ ماست
پرچم حق است بر هر مسجدی ، در اهتزاز
خم کنی چون سر به درگاه الهی در رکوع
روز محشر می شوی در نزد خالق، سرفراز
باش هشیار و مشو غرّه درین دنیا به خود
بی نمازی را که دیدی ، بر نماز خود مناز
از هوای نفس اگر خالی نباشد سینه ات
سجده هایت در بر ایزد ندارد امتیاز
(ساقیا) کن سجده بر درگاه ایزد با خلوص
با بُراق معرفت، تا عرش رحمانی بتاز
سید محمدرضا شمس (ساقی)
ZibaMatn.IR