دل ز هجران رخت خونین نگارا...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن اشعار مهدی غلامعلی شاهی
- دل ز هجران رخت خونین نگارا...
دل ز هجران رُخَت خونین، نگارا، تا به کی؟
جان ز سودای غمت غمگین، نگارا، تا به کی؟
چشم یعقوبم ز هجران کور شد در انتظار
یوسفم کی می رسد از چین، نگارا، تا به کی؟
بر لبم آه است و در دل آتش هجران مدام
این چنین آتش بود سنگین، نگارا، تا به کی؟
مرغ دل در دام عشقت بال و پر بشکسته است
در قفس ناله زند مسکین، نگارا، تا به کی؟
شب همه شب با خیالت گفتگو دارم به راز
ناله هایم می رود بالین، نگارا، تا به کی؟
شمع سان سوزم ز عشقت دم به دم ای بی وفا
اشک ریزم همچو شبنم این، نگارا، تا به کی؟
چون حبابم در هوای عشق تو سرگشته ام
بی تو گردم بی سر و آذین، نگارا، تا به کی؟
عقل و هوشم را ربودی با نگاهی دلفریب
جان من شد بی تو بی تمکین، نگارا، تا به کی؟
روز و شب در حسرت دیدار رویت می کشم
هجر تو کرده مرا نفرین، نگارا، تا به کی؟
ای طبیب دردمندان، التیامی ده مرا
این دل مجروح را تسکین، نگارا، تا به کی؟