اگر آن دلبر زیبا شود همراه...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن اشعار صدیقه جُر
- اگر آن دلبر زیبا شود همراه...
«اگر آن» دلبر زیبا شود همراه و همگامم
کنم جان را فدای او ، بسازم عشق زیبا را
زِ هامون تا کویر شب شوم پابست و همراهش
که او دست مرا گیرد بسازد شور فردا را
کنارش با همه غم ها دلم آرام میگیرد
خدایا هدیه کن برمن تو این رویای زیبا را
به لبخندی اگر بخشد، پریشان روزگارم را
نثارش میکنم بی شک ، تمام عطر گلها را
شبی با او اگر باشم، کنارِ شاعری شبگرد
شوم شیدا، ببویم گل، بگردم باغِ رؤیا را
منم مجنونتر از مجنون، که افتادم به دام او
خدا سازد به دل آرامشی، چون صبرِ لیلا را
جهنم پیش چشمم هست، اگر با من نباشد او
که با زلفش گره زد بر دلم این عشقِ شیدا را
چه سود از عقل؟ این دل را رها کردم به تقدیرش
که نوشم در غمِ هجران، تمامِ جامِ صُبها را
مرا در ساحلِ غمها، اگر یاری کند با عشق
نهم بر خاکِ پای او تمام ، مُلکِ دنیا را
گرفتارم در آن چشمی، که خواب از چشمِ من بردهست
هزار و یک شبم باشد، کنارش جمله یلدا را
به شوقش، خستهدل گشتم، ولی امید میکارم
که روزی بنگرد با لطف، آن چشمانِ شهلا را
تو را ای مردِ رویاها، به دل پیمان اگر بستم
بیا تا با دلِ عاشق، بنا سازیم فردا را