بسمه تعالی پرده برداری کن ای...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
بسمه تعالی
پرده برداری کن ای دیوانه چون آیینه باش
پای کوبان عاقـلِ کاشانه چون آیینه باش
آن غبـار آلـوده را ، بیرونِ دل بگذار تـا
شسته روتر در درونِ خانه چون آیینه باش
زشت و زیبا و بلند و پست را در یک نظر
با نگاهِ مهر ، یک دندانه چون آیینه باش
رنگ و رویِ آشنایان را به خوبی پاس دار
روی در رو با خودت بیگانه چون آیینه باش
خوابِ چشمِ رو سیاهان را سحر آشفته سـاز
ای دل از روشنـگری افسانه چون آیینه باش
ساغر و ساقی ، وفادار درِ میخانه اند
صاف با آئینِ هر پیمانه چون آیینه باش
دست بردار از زحافِ حـرفِ طوطـی وار خـود
در امان از دامِ تنگ و دانه چون آیینه باش
سینـه ی خود را بسوزان با زبـانِ آتشین
در نگاهِ شمع ها پروانه چون آیینه باش
مـو به مـو در پشتِ سـر از دیگران غیبـت نـکن
صاف و صادق بر خلاف شانه ، چون آیینه باش