فراموشم می کنی نام مرا...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن دلنوشته های رقیه کریمی
- فراموشم می کنی نام مرا...
فراموشم می کنی .
نام مرا از سطر به سطر
برگه دلت خط می زنی .
به قلبت می سپاری
که یاد مرا از گلچین
روزگار پرتم کند .
غروب ، تنهایی ام
را به رخم می کشد .
باران پلی می شود
به تنگه قلبت
برای شکافتن
زخم من
برای جریحه دار
کردن لحظه های
ابری شکسته خلوتم
برای حجامت زخم های
کهنه ام از تو .
شب، سفر به انتهای
خلوت خود خواسته ام
می شود .
باد ، سکوت واژه ها را می شکند
در کافه ای پشت میز همیشگی
می نشینم .
قهوه تلخ غم
هارا می نوشم .
این منم
دختری
از جنس
سکوت
با چشمانی غمگین
با روحی پریشان
با نگاهی لال و گنگ
هرروز سوار
قطار حادثه ها
می شود
و از پشت پنجره
لحظه های مممتد
و تکراری را می نگرد
به جوانی اش که همچون
تلماسه ای ضخیم
تباه شده خیره میشود ...