پیراهنت را آرام تا کردم که...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

پیراهنت را
آرام تا کردم
که بوی آبنباتش در اتاق نپرد
هر گوشه اش
چیزی از تو جا مانده بود
گرمای آفتاب دیروزی
که روی شانه هایت نشسته
وخنده ای که هنوز
از چین آستینت بیرون نرفته بود
هوای بچگی
در سرم می پیچد
انگار همان بچه ای بودم
که با باد
سر دوستی داشت
و با درخت ها قرارهای پنهانی می گذاشت
و چقدر ساده بود جهان
وقتی تو
در فاصله ی یک پیراهن نفس می کشیدی

#رویاسامانی
ZibaMatn.IR
royaroz
ارسال شده توسط
ارسال متن