100 متن کوتاه شعر کلاسیک ۱۴۰۵ جدید 2026

متن های کوتاه درباره شعر کلاسیک

100 متن کوتاه شعر کلاسیک ۱۴۰۵ جدید 2026
کپشن شعر کلاسیک برای اینستاگرام و بیو واتساپ

بویِ مویش هم ترازِ عطرِ سیب
درد بی درمان جان را او طبیب
شیما رحمانی

بویِ مویش هم ترازِ عطرِ سیب د
ارسال شده توسط هذیان هایِ یک دیوانه(شیمارحمانی)
لینک متن

من همینم؛ یه آدمِ خسته
که یه روزی، به عشق دل بسته
منو دریاب؛
گرچه غمگینم
شاید این بار؛
به بار بنشینم

من همینم یه آدمِ خسته که یه
ارسال شده توسط هذیان هایِ یک دیوانه(شیمارحمانی)
لینک متن

نقشِ رویَش فِتاده در فنجان
بوفِ کوری که در کمینِ من است
ترس و وحشت گرفته نایِ مرا
شوربختی همیشه همنشینِ من است

نقشِ رویَش فِتاده در فنجان بو
ارسال شده توسط هذیان هایِ یک دیوانه(شیمارحمانی)
لینک متن

من؛ نَه آن ظلمت که می پنداشتی
شعله هایِ سَرکِشَم؛ شورَم ببین!
✍شیمارحمانی

من نَه آن ظلمت که می پنداشتی
ارسال شده توسط هذیان هایِ یک دیوانه(شیمارحمانی)
لینک متن

بعدِ او؛ من با خودم هم دشمنم
بوته یِ هر عشق را از بَر کَنَم
عشقِ او؛ حالِ دلم بد کرده است
روزگارم را مردد کرده است
قابِ عکسی از پریشان حالی اَم
از جنونِ عشق دیگر خالی اَم
✍شیمارحمانی

بعدِ او من با خودم هم دشمنم
ارسال شده توسط هذیان هایِ یک دیوانه(شیمارحمانی)
لینک متن

دست هایت؛ بویِ باران می دهند
چَشم هایت؛ هر گُلِ پژمرده را جان می دهند
باغچه؛ عطرآگین تَر شُد از وقتی که تُو؛
گُل کاشتی! ✍شیمارحمانی

دست هایت بویِ باران می دهند
ارسال شده توسط هذیان هایِ یک دیوانه(شیمارحمانی)
لینک متن

صبح؛ انبساطِ نورِ اُمید
از پَسِ پرده یِ آویخته به شَک و تردید
می دهد باز نوید
هور از راه رسید
باید از خواب پرید؛
خوابِ غفلت که تو را برده تا مرزِ فَنا! شیمارحمانی

صبح انبساطِ نورِ اُمید از پَ
ارسال شده توسط هذیان هایِ یک دیوانه(شیمارحمانی)
لینک متن

عشق؛ بَندیِ هوا و هوس
رقصِ آتش به گِردِ قفس
تانگوی دو تَن؛ نَفَس به نَفَس شیمارحمانی

عشق بَندیِ هوا و هوس رقصِ آت
ارسال شده توسط هذیان هایِ یک دیوانه(شیمارحمانی)
لینک متن

عشق و جولانِ هر چه هَوَس
رقصِ سایه به دورِ قفس
تانگویِ ما؛ نَفَس به نَفَس شیمارحمانی

عشق و جولانِ هر چه هَوَس رقصِ
ارسال شده توسط هذیان هایِ یک دیوانه(شیمارحمانی)
لینک متن

رسمِ دلدادگی این بود؛ رهایم نکنی؟
یا؛
پس از آن بی خبری؛ باز صدایم نکنی؟!
شیمارحمانی

رسمِ دلدادگی این بود رهایم نک
ارسال شده توسط هذیان هایِ یک دیوانه(شیمارحمانی)
لینک متن

من اگر مَه، تو مَه شیدی
سایه اَم من، تویی که خورشیدی
شیما رحمانی

من اگر مَه تو مَه شیدی سایه
ارسال شده توسط هذیان هایِ یک دیوانه(شیمارحمانی)
لینک متن

بویِ مویَش هم ترازِ عطرِ سیب
دردِ بی درمانِ جان را او طبیب
شیما رحمانی

بویِ مویَش هم ترازِ عطرِ سیب
ارسال شده توسط هذیان هایِ یک دیوانه(شیمارحمانی)
لینک متن

تا قطارش دیدم از دور
فکر کردم مقصد همین است!
تف به هر فکری که بیخود؛
مغز ِِ من را در کمین است
شیما رحمانی

تا قطارش دیدم از دور فکر کردم
ارسال شده توسط هذیان هایِ یک دیوانه(شیمارحمانی)
لینک متن

جیغ زد عقربه یِ گیجِ زمان؛
جاده باریک و سفر نزدیک است
بایَدَت رفت از این شهری که؛
همه اَش وسوسه ای تاریک است
شیما رحمانی

جیغ زد عقربه یِ گیجِ زمان جا
ارسال شده توسط هذیان هایِ یک دیوانه(شیمارحمانی)
لینک متن

جیغ زد عقربه یِ گیجِ زمان؛
جاده باریک و سفر نزدیک است
رخت باید بست از شهری که
مِهرَش عصیانکده ای تاریک است
شیما رحمانی

جیغ زد عقربه یِ گیجِ زمان جا
ارسال شده توسط هذیان هایِ یک دیوانه(شیمارحمانی)
لینک متن

گفتی که می خواهم تو را
گفتی و تو زیرَش زدی
یک روز معشوقه ت بُدَم
یک روزِ دیگر، دیگری!
یک روز ابرِ بارشی
یک روز چترِ خواهشی
جانِ دلم آخر بگو
مستی تو یا مجنون وشی؟!
شیما رحمانی

گفتی که می خواهم تو را گفتی و
ارسال شده توسط هذیان هایِ یک دیوانه(شیمارحمانی)
لینک متن

صبحِ من خیر شود وقتی که؛ تو سلامت باشی
پس صدایِ نَفَسِ نابت را؛ بِدَمان در گوشم
تا که عشقت اِی جان؛ بِبَرَد از هوشم.
شیما رحمانی

صبحِ من خیر شود وقتی که تو سل
ارسال شده توسط هذیان هایِ یک دیوانه(شیمارحمانی)
لینک متن

مستِ بویِ عشقِ قلابی شدم
تا در آخر مرده ای ماند از تنم
تو دگر از عاشقی اَت دم نزن!
که تماما مرثیه و ماتم اَم
ردِ چشمم را بگیر و تو ببین
این منم یا اینکه تندیسِ غمم؟!
شیما رحمانی

مستِ بویِ عشقِ قلابی شدم تا د
ارسال شده توسط هذیان هایِ یک دیوانه(شیمارحمانی)
لینک متن
ارسال متن