روزگارم تلخ شد شب زنده داری...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

روزگارم تلخ شد، شب‌زنده‌داری می‌کنم
با غمِ دیرینه هر شب سازگاری می‌کنم

گاه از هجومِ غصه‌های بی‌امانِ روزگار
با خیالِ خنده‌های دور، یاری می‌کنم

در جوانی سهمِ من از زندگی اندوه بود
با قلم، از دردِ خود آتش‌نگاری می‌کنم

خنده از لب رفته و اشکم رفیقِ هر شب است
من به جایِ شادمانی سوگواری می‌کنم

هرچه می‌خواهم فراموشی، دلم یادآور است
درد را با واژه‌های خویش جاری می‌کنم

شب که می‌ریزد سکوتش رویِ بامِ خستگی
از غمِ پنهانِ خود با سایه، کاری می‌کنم

گرچه دنیا تلخ‌خو شد با دلِ آزرده‌ام
باز هم با شعر، راهِ بردباری می‌کنم

علی شهابی
ZibaMatn.IR
اشعار و دلنوشته 📝
ارسال شده توسط
ارسال متن