نگاه تو سیمای زیبایت مرا از...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن اشعار صدیقه جُر
- نگاه تو سیمای زیبایت مرا از...
نگاه تو
سیمای زیبایت مرا از شهر بیرون می کند
تا مـرزِ بیتابی دل از عشق تو افســون میکند
تصویر تو افتاد بر شیشه ی خاموشِ دل
این کلبه ی ویران را چون هامون می کند
در وسعت چشمان تـو، گُم می شود دنیای من
وقتی سکوت ازحنجرم، فریادِ محزون می کند
آیینه ی مخـدوشِ شب، تصویر غـم پنهان کند
آن لحظه ازدوریِ تو، بر قلبِ مــن خون می کند
گل خنده ات امشب به جانم، رعــدِ حسرت می زند
شوقِ نگاه ات آتش دل را افــــــزون می کند
بی تـو دلِ از هـــم گُسَست اندر حصارِ خاطرات
هر خاطره بر گـردنم، زنجیرِ مضمون می کند
گفتم فـرامـوشت کــنم، اما نشد، ای نازنین
این عشق سرکش عاقبت،برمن شبیخون می کند
در آخرش نام تو را ، با اشک انشا میکنم
ساحل که از هجران تو آه موزون می کند