معمای بی فرجام چه کنم با...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
5 امتیاز از 2 رای

«معمایِ بی‌فرجام»

چه کنم با این راز که در سینه است؟
این سوختنِ بی‌صدا، این آتشِ پنهان است.

دلم کجا می‌رود؟ این جستجویِ بی‌پایان...
در این وادیِ تشنه، میانِ تب و حیران.

چشم‌ها، ره را گم کرده‌اند در جستجویِ نور،
مانندِ شب‌گردانی که در تاریکی، بی‌قرار و دور.

با هر دم، نامِ تو را در گلو می‌خوانم،
در اوجِ سکوت، با جنونِ خود می‌سازم.

مجنونِ تو، در این بیابانِ بی‌انتها،
می‌گردد به دنبالِ ردی از تو، در میانِ خاک و هوا.

چه کنم با این دل که در بندِ افسانه‌ی توست؟
که تمامِ جهان، در برابرِ هوایِ تو، ناتمام و بی‌ارزش است.

فاتح
ZibaMatn.IR
فاتح
ارسال شده توسط
متن اشعار فاتح
اشتراک‌گذاری
ارسال متن