رقص پنجره در لولای خسته ی...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

رقص پنجره،
در لولای خسته‌ی در،
هوای آمدنت را
از چفت‌های بسته،
زمزمه می‌کند.

پاییز
با دستانی از مه
در برگ‌های زرد
می‌نشیند
و شعر می‌ریزد
در حاشیه‌ی باد...

تو،
آنجا ایستاده‌ای
در امتداد رؤیا،
جایی که خیالِ تو
دیوار را
عاشق می‌کند.

ردِّ نگاهت،
از نبضِ چایِ داغ
می‌گذرد،
تا بخارِ استکان
بوسه‌ای پنهان
بر آینه بزند.

کدام برگ،
در کدام شعر
می‌تواند چون تو
به خزان،
لبخند بیاموزد؟

ای هجای پررنگِ بی‌صدا،
ای خطِ موازیِ سکوتِ من...

شعر
از سطر چشمانت
شروع میشود
و جهان از
شوق لبخندت،
ریشه گرفته است

صدیقه جُر
ZibaMatn.IR
 _Sahel tanha
ارسال شده توسط
ارسال متن