آمد آن مجنون به خوابم...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن اشعار صدیقه جُر
- آمد آن مجنون به خوابم...
امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای
آمد آن مجنون به خوابم ، او که نامش زندگی ست
در نگاهش عشق بود،،رویای وصالش زندگی ست
دیدمش چون ساغری افسونگر و پر رمز و راز
مست و دیوانه ولی کنج نگاهش زندگی ست
چون غــــزل نـغز و پر از ابهام ، چون شعر سپید
پاک و خالص یک جهان ، جانِ کلامش زندگی ست
چون کبوتر جـَلد بامش دل شد، شبی
همچو صیدی شد اسیر،،رامِ دامش، زندگی، ست
از همان اول نشان عشق را بر چهره داشت
دست آخر، آیه حـٰسنخـِتـامش زندگی ست
گـَر نخوانده درسِ طب اما نوشته نسخه ای
دارو و درمان و سـِرِّ التیامش زندگی ست
روز و شب گم شد میان حرف عین و شین و قاف
صبح و ظهرش عاشقی، هنگام شامش زندگی ست
حال، ساحل گشت شیدا دائم از دل دادگی
جان فدای مقدمش سیمای رسایش زندگی ست
صدیقه جُر
ZibaMatn.IR