کاش می شد کاش در...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

کاش می شد ✍🏻

کاش،،،

در انتهای شبی که نور

از پنجره‌ها گریخته بود،

شانه‌ای بودی که نرم

در میانِ گیسوان، م

می‌گشت،

و هر نگاهت بر من

بویِ آرامش می‌داد.

و تو شرابی کهن بودی

در جامِ دلم، هر جرعه‌ات

مرا به جهانی دورتر

می‌بُرد،، به جایی که

فقط ما بودیم و

نبودِ هیچِ دیگری.

و من شاعری بودم

با دلی سرشار از واژه‌هایی

که فقط برای تو

معنا پیدا می‌کردند؛

هر سطرِ شعرم

نامِ تو را نفس می‌کشید.

و تو مجنون این قصه،

که شب‌هایِ جنونِ مرا

در سکوتی پر از

نامِ تو می‌شست.

گاه خیالِ اسبی سفید

در دلم می‌تاخت

می‌برد مرا با تو،

از این شب‌هایِ تلخِ بی‌پایان،

به خانه‌ای که بویِ

همیشگی شدن می‌داد.

و اگر تو

یوسف رویاهایم بودی،

من نه زلیخای قصه،

که عاشقی بودم

که در آینهٔ چشمانت

تمامِ عمر افسانه می‌شد.

کاش می‌شد

این شعر را

تا ابدیت کشاند،

تا همچنان

در آغوشِ همین

عشقِ دیوانه‌وار

جاودانه شویم.

صدیقه جُر
ZibaMatn.IR
 _Sahel tanha
ارسال شده توسط
ارسال متن