100 متن کوتاه احساسات عمیق ۱۴۰۵ جدید 2026
متن های کوتاه درباره احساسات عمیق
100 متن کوتاه احساسات عمیق ۱۴۰۵ جدید 2026
کپشن احساسات عمیق برای اینستاگرام و بیو واتساپ
بهشت یا جهنّم
برایم تازگی نخواهد داشت،
وقتی
بارها و بارها
بهشت را در تبسّمت
و جهنّم را در درد و رنج هایت
تجربه کرده ام..
به آغوش خودم یک تو بدهکارم، همین و بس.
از خدا خواستم تو را هر طور شده از نو به من قسمت کند...
تو اگه بتونی درکش کنی؛ راهِ ورود به قلبشو پیدا کردی:
شانه ب شانه قدم برداریم
نه
سایه ب سایه …
آنگــونــه تــو را در انتظــارم کــه اگــر،
ایــن چشــم بخــوابــد،
آن یکــی بیــدار اســت . . .
ماه من ؛
در آسمان آبیم
چه زیبا نظاره گر
به دل نشسته ای
درون چشم من جز تــــــو...
مگر کس خانه ای دارد...
بر در بیگانه نزن...
خانه ی تو قلب من است...
لبخند بزن که زندگی طولانیست...
یک لحظه ز من جدا نشو که زندگی طوفانیست...
هم درده و
هم درمان
چشمان سیاه
تـــــــو...
جز تو هیچ حسی به هیچکس ندارد، دل من..
چیزی که میان من و تو خورده پیوند...
چشمان سیاه تو و دیوانه دل ماست...
زندگی در پی چشمان تو جریان دارد...
پلک بر هم بزنی زندگیم میپاشد...
عشق جریانیست مداوم،
در میان چشم تو تا قلب من.
چه ها کردی تو با این قلب دیوانه.
که جز چشمان تو چیزی نمی بیند.
اصلا موسیقی برای همین بود
برای گم نشدن در برهوت جهان
برای دوست داشتن و دوست داشته شدن
برای من،برای تو،برای ما
گفت:
آدمی را دارید که وقتی از زندگی خسته شدید،
شما را دوباره به زندگی برگرداند؟
من از تو برایشان گفتم.
عجب آشوبی بر پا کرد.
میان قلب آرامم آن چشمان مست تو.
مرا دریاب، گاهی در میان خاطراتت.
در میان خاطراتم، تو را سخت در آغوش گرفتم.
کس ندارد ذوق دیدار تو را، الا من.
نیازمندم به یک آغوش، به یک بوسه، به یک تو.
ساکنی در قلب من.
معنی عشق شاید همین باشد،
سکونت در میان قلب من.
صدایم کن:
با بازتابِ صداقت؛
تا من از حجمِ صدایت،
در وجدی شورانگیز؛
به شوقِ ناپایانِ پرواز؛
با پرِ نیاز،
پرکشم؛
آیم به سویت؛
شوم میهمانِ کویت!
🌿💕
خوشا به بختِ بلندم که در کنارِ منی
تو هم قرارِ منی هم تو بیقرارِ منی
من نوازشهای دستانِ تو با
سرخیِ گلبوسههای مهر را
دوست دارم، با نهانِ شورِ جان
همچنان، با شورشِ جانم، بمان
تیکه ای از قلب ما، لابه لای قلب تو افتاده گیر.
نگران من نباش.
چیزی جز دلتنگی تو مرا از پا نخواهد انداخت.
اسمان دلم را عشق تو پر نور کرد
همسرم
خلوتی میخواهم و آغوش امن و گرم تو.
تو شدی یک قسمت از شعر های من
نه فقط در شعر ،حتی تو شدی بخشی ز من
دل به تکرارِ تپش، دل دل کند، با تارِ عشق؛
همنوای دل شود، گیتار و تارِ لحظهها!
بخاطر تو
پیراهن قرمز می پوشم،
که هر انار دانه شده ای را
می بینی
چشمانم در چشمانت آفتابی
شود...
مگر از زندگی چه خواسته ایم؟
آیا زیادیست بودن در کنار آدم هایی که روحمان را نوازش میکنند؟
چه شد که خنده های تو،
قلب مرا ز تن ربود.
عشق آن است،
که ویران بکند قلب تو را.
سلام ای روشنی بخشِ، دلِ تار من
تویی آرامشِ جان، ماه شب زارِ من
نگاهت می وزد چون صبح بر دیوارِ دل
بمان ای سایه ات خورشید بیدارِمن
در آغوشم بگیر،
نترس من هنوز هم
در دوست داشتنت، بیپناهترینم.
_دنیاکیانی
"بارانی از عشق"
در هوای دلتنگی،
عشق تو بارانیست که میبارد،
و من، خاکی تشنه که هر قطره را
با اشتیاق در آغوش میگیرم...
ּ ֶָᶠᵃᵗⁱ:
•تاکە هیوای من لەم ڕۆژگارە رەشانە تۆیی•
به معنی تنها امید من تو این روزای تاریک تویی
ریشه : کوردی
ای وجودت ذوق عشقی بی نهایت.
بی تو و عشق تو از دنیا گذشتم.
تو ای تنها دلیل زندگانی
نباشی سخت است بر من جوانی.
خاطراتت حک شده، بر قلب این دیوانه دل.
قصد جانم کرده اند، تا که مرا کشتن دهند.
شانه هایت را به من بده
تکیه کنم بر آنها
گپی نیست مرا
میدانم شانه های تو هم خسته اند
شاید خستگی در خستگی را مرهمی بیاید
بی تو یک دم تو گمان مکن
که من بی تو حیاتی دارم.
بی تو بعید است،
جان سالم در ببرم از این همه دلتنگی.
مرده بودم،
تو مرا بوسه زدی جان دیگر دادی.
برای بخشیدن همیشه دلایل کافی نیستند؛گاهی اوقات بخشش یک قلب نو میخواهد!
لینک متن
بغل کن مرا.
دنیایم آغوش امن و گرم تو را کم دارد
دل آشوبم و آرام دلم جز تو کسی نیست.
بند چشمان سیاه توست،
نفس های تنم.
دنبال بهانه میگشتم برای زندگی،
تا اینکه چشمان تو را دیدم.
چشمان تو بهترین بهانه است برای زندگی کردن.
فــבاے عشق تو شـב جانمان، فــבا شـב.
یافـتم من زنـבگے را בر تـہ چشمان مستش، یافـتم.
هرگز نروے از یاב،
تا جان بـہ تنم هست.
تو از اون خاطرـہ هایی،
کـہ هرگز فـراموش شـבنے نیست.
ایستاده ام....
روبه روی آسمان
مغرورتر از همیشه!
او از ماهش می گوید،
من از چشم های تو
فرقی ندارد...
کجای جهان ایستاده ای!
من در خیالم با تو
از تمام مرزها گذشته ام.
نبض قلبم. בر کنج نگاهش شـב اسیر.
مملو است בر خاطراتم،
رב پاے چشم تـــــو...
پرواز را بال لازم ست
شکفتن را نور
سوختن را هوا
وطپش را طپش لازم ست اما کافی نیست
خدا را شکر میگویم از اینکه با منی عشقم
تو مهری، ماه هستی و برای قلب من شاهی
گاهی اوقات حسرت تکرار یک لحظه
دیوانه کننده ترین حسِ دنیاست ...!
...یک عمر روی پای خود بودی درختِ من!
هرگز نیفتاده به روی شانه ای بارت...
غروب چشمان ت
می کارد درد را
در حوالی قلبم
روی سینه م بگذار دست ت را
تا درمان شود
بیپناهی م مادر
هر بار که در فکر تو غرق شدم
زنده باز نگشته ام
پادشاه عالم هم باشی
اخر گدای دعای مادری…
➷➷➷➷➷ غرورم را ب زانو نشاندم ،تا غرورت بـہ اوج برسـב..
عشق این است..
سالهاست..
قلبم را با دوست داشتن هایت مهر و موم کرده ام
و لبانم را
با بوسه هایت..
گلگون
باده چرا؟
مست می کند هر نفست جان مرا …
عاشقت شدم
مثل گلی که سر از برف بیرون میآورد
مثل اجاقی که گرمم میکند.
تمام عمر
هیچوقت
هیچکس را چنین دوست نداشته بودم.
همچو پرندهای که در برف پِیِ دانه میگردد
عاشقت شدم.
پدرم عقیده داشت که
یک زن نیرومند می تونه
از یک مرد هم قوی تر باشه،
مخصوصا اگر توی دلش عشق هم باشه،
فکر می کنم یک زن عاشق
تقریبا نابود نشدنی باشه.