از ازل در دل ما شور...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

از ازل در دلِ ما شورِ غزل‌خوانی بود
قصه‌ی عشق، همان قصه‌ی پنهانی بود

واژه‌ها در قفسِ سینه تپش می‌کردند
وزنِ این قافیه در دستِ تو زندانی بود

مستِ یک جرعه شدم، از لبِ دریای ازل
جامِ لبریزِ غزل، شاهدِ حیرانی بود

عشق،دیوانگیِ محض در این دوران است
نامِ این «جُرمِ» خوش‌آیند، چه طوفانی بود!

شاعران آینه‌دارغمِ عشق ند اما
سهمِ شان از شب مهتاب رسوایی بود

در میانِ صفِ عُشّاق، دلم گرم تو بود
شوقِ این راه، همان قصه‌ی ویرانی بود

دردِ شیرینی که در جانِ غزل می‌پیچد
خنده‌ای بود که در گریه‌ی انسانی بود

نیک بنگرکه بدون تو جهان دوزخ بود
عشق زبباترین حادثهٔ فانی بود


این غزلِ را که نوشتم به فدایِ زُلفت
آخرِ قصه‌ی ما، محوِ پریشانی بود

صدیقه جُر
ZibaMatn.IR
 _Sahel tanha
ارسال شده توسط
ارسال متن