سردار نشستم کنار...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
4 امتیاز از 1 رای

[ سردار ] :
نشستم کنار مادر. گفتم: از عشق بگو.

گفت: عشق یعنی روزی که بابا رفت، من چای ریختم توی دو استکان.

گفتم: برای چی؟

گفت: برای اینکه باور کنم هنوز هست.

گفتم: باور شد؟

گفت: نه. اون یکی استکان را خودم خوردم. داغ بود. سوزاند. اما قشنگ بود.

گفتم: چرا قشنگ بود؟

گفت: برای اینکه سوزشش یادم آورد هنوز می‌توانم برای کسی بسوزم. عشق یعنی حتی تهش، خودت باشی برای کسی که نیست، اما نبودنش هم عشق است. 🖤

ZibaMatn.IR
دل نوشته های سردار
ارسال شده توسط
ارسال متن