100 متن کوتاه تک بیتی ۱۴۰۵ جدید 2026
متن های کوتاه درباره تک بیتی
100 متن کوتاه تک بیتی ۱۴۰۵ جدید 2026
کپشن تک بیتی برای اینستاگرام و بیو واتساپ
رندانه دل میبری و
دزدی همیشه کار یک آشناست
به کاهدان زده ای ناشی،
مال خود را ربودن، خطاست
نشسته ام به در نگاه می کنم
دریچه آه می کشد
تو از کدام راه می رسی؟
خیال دیدنت چه دلپذیر بود
جوانی ام در این امید پیر شد
نیامدی
و دیر شد ...
✍️ justfor5436
کار من دوست داشتنت بود و هر روز تکرارش
خلق گفتند؛ دیوانه شد آخر، رفت پیِ کارش
✍️ justfor5436
کوتاه آمده ام من ، اما
کووو ؟! تا بیایی تو....
یا بفرما به سرایم یا بفرما به سر آیم
غرضم وصل تو باشد چه تو آیی چه من آیم
گر بیایی دهمت جان ور نیایی کشتمت غم
من که بایست بمیرم چه بیایی چه نیایی
آن کس که بدم گفت بدی سیرت اوست
وان کس که مرا گفت نکو خود نیکوست
حال متکلم از کلامش پیداست
از کوزه همان برون تراود که در اوست
ماه را دیدم و گفتم که قشنگ است اما
رخ زیبای تو را ماه ندارد جانا
(محمد فرمان رضائی)
هر کجا تو با منی
من خوشدلم
گر بود در قعر چاهی منزلم
با تو دوزخ، جنت است ای جانفزا
با تو زندان، گلشن است است دلربا
ساوه مشهور به انار است و بَم به رطبش
یار ما نیز ، به شیرینی مرموز لبش
در احساسم نهفته هُرمِ مِهری/
که می سوزاند اندامِ نهان را/
زهرا حکیمی بافقی (الف احساس)
هر نفس با نام تو، جان تازه میگیرد دلم
دلبران دل میبرند، اما تو ایمانم میبری...
بر شیشه ی احساس کسی چنگ نزن
با زخم زبان به دیگران سنگ نزن
وقتی که خبر نداری از سر کسی
بیهوده به او تهمت صد رنگ نزن
اعظم کلیابی
بانوی کاشانی
بسترم صدف خالی یک تنهاییست
و تو چون مروارید
گردن آویز کسان دگری
چشم من محو جمال مه توست
چشم تو پر ز تنفر و نگاهی گنگ است
دست من پر ز نیاز و همه مهر
دست تو سرد و فقط تو خالیست ...
هر که از ما بزند یا بخورد باکی نیست
ما همان دیوانهی مستِ پریشان حالیم
پرستشِ دلِ من جز تمنای تو نیست
هر آرزو به جز تو، هوایِ پوچ و تهیست
دل را به مهر دوست نگه دار و پاس دار
فرصت چو رفت، باز نگردد به روزگار
در دل من هیچکسی جز تو نمیمانَد به جا
هرکه دیدم، مثلِ تو در آینه پیدا نشد...
عشق آن گوهر ناب است که در سینهی دل
هرچه طوفان برسد، رنگِ صفایش نرود...
بر مزارم بعد ها گاهی بیا، بنشین ببین
تو برایم تب نکردی، من برایت مرده ام
عظیم فلاح
عطر گیسوی تو پر کرده هوارا ، نکند
لای موهای خودت ، قمصر کاشان داری
میروم از خاطرت گم میشوم در این هیاهو
با من شوریده حالت لاف احساسی مگو
مرا به هیچ بدادی و من هنوز برآنم
که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم
رفت حاجی به طواف حرم و باز آمد
ما به قربان تو رفتیم و همانجا ماندیم
تو گر گناه من شوی توبه نمیکنم ز تو
جام لبت بنوشم و باز گناه میکنم ...
آن زمان که گفتمش وای به حال دگران
من شدم از بد این حادثه خود از دگران
☘️🍃پرنده می خواند در دل شب به یاد لانه اش/
رود می گذرد غمگین و خاموش در انتظار عشق/🍃☘️
....
فیروزه سمیعی
https://t.me/Pangarah
رفتی به سرِ زندگی خود؛ دلِ من هم،
باید برود بی تو زند سرد، نفس را.
کودتای چشمِ تو، آتشبسی یک روزه بود
رفتنت، اعلانِ جنگِ کلّ دنیا با من است
نمی دانم چه کردی با دلِ دیوانه ام ای دوست
که بی تاب تو ام هر چند با من بی وفا هستی
افتاد مسیرت به ره دل ، اما به دلم نیست توانی
یک عمر همه را صرف تو کردم شعر و غزل و شوق جوانی…
به هر سو میروم، یاد تو پیداست
دلِ من بیتو در غربت، چه تنهاست...
به ماهِ توست که شب رنگِ جان گرفته است
چه حاجت است به صبحی که بیتو خیزد باز؟
بیچتر، زیر بارانِ تو ای یار ایستادهام
هر قطره را به نامِ تو در دل نهادهام
گفتم به طبیبِ دل، دوا چیست بگو؟
خندید و نوشت: «علاجِ تو، او...»
خدا هست در زندگی نور هست
دل بی خدا ظلمت گور هست
خواستم باری کشم از دوش تو اما نشد
قفل جبر از دست و پای اختیارم وا نشد
عشق چه میخواهد از ما ؟
جز دو قلب که بتپد
جز دو چشم که مسخ شود
و عقلی که دوستت دارم را بفهمد
ما سپر انداختیم گر تو کمان میکشی
گو دل ما خوش مباش گر تو بدین دلخوشی
گر بکشی بندهایم ور بنوازی رواست
ما به تو مستأنسیم تو به چه مستوحشی