زنی از آن سوی جهان آمد...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

زنی از آن‌سوی جهان آمد
اخگرهای زیر خاکستر را گداخت و
قهوه‌ای نوشیدیم و سیگاری با هم کشیدیم
شرابی سرخ و رقصی سپید انجام دادیم
شعری برایش خواندم و آوازی برایم خواند
پنجره را گشود و گفت که دنیا تاریک شده!
آرایشش را تجدید کرد و رفت
فراموش کرد که کوله‌اش را ببرد
نامه‌ای در آن بود
که در آن نوشته بود:
به دنبالم نیا که امروز خیلی خوش گذشت...

ZibaMatn.IR
زانا کوردستانی
ارسال شده توسط
ارسال متن