دیدم ای دل دیدم ای دل...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

دیدم ای دل

دیدم ای دل، خنده‌ها تزویر بود
آنچه می‌دیدم همه تصویر بود

دیدی آخر، عشق را کشتند باز؟
ماند از آن، مشتی آوازِ و ساز

دیدم این آیینه ها زنگار داشت؟
هر که می‌خندید، صد آزار داشت

دیدی از آیینه ها ترسیده‌اند؟
با حقیقت سال‌ها جنگیده‌اند

دیدم آخر، هر که آیینه شکست
اول از تصویرِ خود، بیگانه گشت

دیدی ای دل، هر چراغی دود شد؟
هر صدایی عاقبت نابود شد

دیدم اینجا، عقل در زنجیر بود
هر کسی با دیگری درگیر بود

دیدم ای دل، رنج بی‌تدبیر نیست
هیچ زخمی خارج از تقدیر نیست

گفته بودن هر شکستن حکمتی‌ست
گاه ویرانی، شروعِ رحمتی‌ست

راه اگر در تیرگی پنهان شود
چشمِ دل، آرام آرام آن شود

شاید این اندوه، پایانِ غم است
ابتدای فهمِ رازِ آدم است

دیدی آخر، درد، استادِ تو شد
زخم، آرام‌آرام، بنیادِ تو شد

پس مخند از زخم، از افتادنم
من رسیدم از خودم، به بودنم

دیدم آخر، خاک هم پرواز کرد
آنکه از خود کاست، عالم ساز کرد

دیدم ای دل، هر که تنهاتر نشست
با خودش، با آسمان، نزدیک‌تر است

آخرِ این راه، اگر ویرانه بود
پشتِ هر ویرانه، یک کاشانه بود

دیدی ای دل، آنکه گم می‌شد، منم
آنکه پیدا گشت، «منِ» دیگر منم

این همه رنج آمد و معنا گذاشت
رفت و در جان، ردِّ دریاها گذاشت

دیدم ای دل، آخرِ این ماجرا
عشق، یعنی گم شدن در کبریا

این همه طوفان، اگر برپا شده‌ست
تا بدانم لنگرِ دل، با خداست

شاید آخر، درد را باید کشید
تا خدا را از میانِ زخم دید

محمد خوش بین
ZibaMatn.IR
محمد خوش بین
ارسال شده توسط
ارسال متن