در هزار توی پل پوش ذهن...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

در هزار توی پُل‌پوشِ ذهن،
می‌گردم میانِ خاموشِ ذهن،
راهروهایی که پیچ در پیچ‌اند،
مثلِ رازی در دلِ خویش‌اند.
هر قدم، دیواری از یاد و فراموش،
هر نفس، طنینِ یک خوابِ خاموش،
می‌روم و باز برمی‌گردم،
در همان مِه، راهِ خود گم می‌کنم.
هزار تو دارد این ذهنِ عجیب،
هم حریمِ دور، هم خانه‌ی قریب،
گاه روشن چون چراغی در شب،
گاه تاریک‌تر ز قعرِ هر عقب.
اما در این گمشدن، چیزی‌ست،
که به‌جز سکوت، آوازی‌ست —
صدای خودِ من، در میانِ من،
که می‌گوید: هستی، بمان، بمان

آرش شجاعی
ZibaMatn.IR
آرش شجاعی 2
ارسال شده توسط
ارسال متن