کبوتری، پر و بال شکسته ام دلتنگم، اما پر از شوق پرواز هرلحظه درسرم، آرزوی رفتن می خندم، اما با غصه دمساز مرهمی ندارد این زخمی کاری بیقرارم، از دوری آن یار دلنواز کی شود رها، این تن خسته از صدای سوز،ناکوک این ساز
این متن را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.