و اما زندگی در میان شلوغی...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن نوشته های منتخب
- و اما زندگی در میان شلوغی...
و اما زندگی در میان شلوغی های دنیا، انسان را به حال خود رها می کند و درست در خلوت و تنهایی شبانگاه ،گریبانش را گرفته و تا توان دارد می فشرد تا او را در خفگی رها کند...
اما او دست بردار نیست و خفگی را همراه ثانیه به ثانیه عمر انسان می کند و از گریبانش جدایی نمی یابد...
همان دم بغض های انسان در گلویش و اشک های زلال در بادامی چشم هایش جمع شده و از درد فراوان سرازیر می شوند؛ درست همان دم است که حقیقتِ غم، سینه های آدمی را می فشرد، شانه هایش را بی تکیه می کند، و همچون فولاد بر دوش او سنگینی می کند...
اینجاست که روح انسان دردش را بیان می کند و خود را رو به نابودی مطلق می بیند؛ اینجا انسان دیگر توان ادامه دادن ندارد...
اما درست همینجاست که خورشید طلوع می کند و صبحی دیگر آغاز می شود، و انسان مانند هر روز شروع به زیستن و ادامه دادن می کند...
و اینجاست که به این ادراک می رسیم: ما، فارق از نوع، نژاد و جنسیتِ دردهایمان، محکومیم به ادامه دادن...