تسخیر پنج حس زندگی را...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن اشعار صدیقه جُر
- تسخیر پنج حس زندگی را...
✍🏼 تسخیر
پنج حسِ زندگی را در نگاهی بُردهای
صبر را از قلعهی دل ناگهانی بُردهای
عقل را از خانهی مغزم ربودی، بیصدا
از مسیرِ روشنِ فکرم به جایی بُردهای
جانِ لرزان در تنم، چون قایقی در التهاب
سویِ ساحلهایِ دورِ بیپناهی بُردهای
اشک را از چشمِ من تا وسعتِ دریا کشان
همقدم با موجهایِ بیقراری بُردهای
خواب را از دیدگانم، وقتِ رؤیاهایِ ناب
در هجومِ شب، به دنیایی خیالی بُردهای
روز هم خورشیدِ خود را در خسوفی گم نمود
روشنی را در غبارِ یک نگاهی بُردهای
چون تگرگی بر بهارِ شهرِ شعرم تاختی
ذوق را از واژههایِ آشنایی بُردهای
خندههایم سالها در سینه زندانی شدند
فرصت لبخند را تا ناکجایی بُردهای؟
هرچه از من مانده بود،در یک نگاهت گم شد و
عشق را در این ضیافت با سپاهی بُردهای
من که خود را گم نمودم در هجومِ چشمِ تو
روح را تا مرزِ افسونِ سیاهی بُردهای