در شب گیسوی یارم ماه تابان...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

در شبِ گیسویِ یارم، ماهِ تابان گم شده‌ست
در میانِ چشمِ مستش، راهِ عرفان گم شده‌ست
رشته‌ی تسبیحِ زاهد، در خمِ زلفش گسست
گوییا در حلقه‌ی مویش، گریبان گم شده‌ست
بویِ پیراهن نمی‌آید دگر در شهرِ ما
یوسفِ کنعانِ دل، در قعرِ زندان گم شده‌ست
خنده‌ای زد بر لبانِ غنچه، گل از شرم سوخت
در هوایِ بوسه‌اش، قانونِ خندان گم شده‌ست
موج در دریایِ اشکش سر به صخره می‌زند
کشتیِ جانم میانِ بحرِ طوفان گم شده‌ست
نقشِ ایوانِ خیالش را به شب ترسیم کرد
در سکوتِ آینه‌، تصویرِ ایوان گم شده‌ست
خالِ هندویش جهان را در سیاهی می‌برد
از پیِ آن نقطه، هر چه خط و عنوان گم شده‌ست
داغِ هجران چون نهالی در دلِ عاشق نشست
در خزانی که در آن، رنگِ بهاران گم شده‌ست
ساقیا پر کن پیاله، در شبِ تاریکِ غم
چون که از جامِ جهان، شورِ هراسان گم شده‌ست
خلوتِ دل را به نامت کرده‌ام آباد، لیک
در هجومِ بی‌کسی، نامِ فراوان گم شده‌ست

مهدی غلامعلی شاهی
ZibaMatn.IR
مهدی غلامعلیشاهی
ارسال شده توسط
ارسال متن