100 متن کوتاه نبودنت ۱۴۰۵ جدید 2026
متن های کوتاه درباره نبودنت
100 متن کوتاه نبودنت ۱۴۰۵ جدید 2026
کپشن نبودنت برای اینستاگرام و بیو واتساپ
احوال دلم میبارد بی تو….
از غم نبودنت دریاهاااا
باریده ام …
-المیراپناهی درین کبود
نویسنده-روانشناس
یه وقتایی همچی هست اما
همچی کافی نیست.
چون اصلا کافی نیست
چون اونی که باید باشه نیست
احوال دلم میبارد بی تو..
از غم نبودنت دریاااها باریده ام…
المیراپناهی-درین کبود
نویسنده
دلم از نبودنت پر است
هر روز خاطراتم را الک می کنم
و جز دلتنگیِ تو چیزی برایم نمی ماند
نه تو آمدی
نه فراموشی
خیالی نیست
من کوه می شوم و پای نبودن هایت می مانم.
عزیز اسمونی من
ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﭘﯿﺪﺍﺳﺖ ؟
ﺩﺭ ﻭ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﭼﺮﺍ
ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﺧﻢ ﻣﯽﮐﺸﻨﺪ ﻣﺪﺍﻡ ؟
ﻭﻗﺘﯽ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﺩﺭ ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ ﻣﯽﭼﺮﺧﻢ
ﻭﻗﺘﯽ ﻫﺴﺘﯽ ﺩﺭ ﺑﻮﯼ ﺗﻨﺖ
ﺩﺭ ﮔﻞﻫﺎﯼ ﭘﯿﺮﻫﻨﺖ
ﻋﺸﻖ ﻣﻦ !
ﺁﻭﺍﺭﮔﯽ ﻭﺍﺩﯼ ﭼﻨﺪﻡ ﺑﻮﺩ..؟
بگذار اعتراف کنم که دلم در چه حالی ست
بدجور از نبودنت شاکی ست
هر جا هستی برگرد که اصلا حالم خوب نیست...
چقدر جای تو خالیست اینجا کنارِ من ...
و یلدایی که یک دقیقه بیشتر از شب های دیگر ؛ نبودنت را به رُخ میکشد !
دریاهم دگر ارام نیست
و غرلندکنان امواجش را
به ساحل تنهاییم میکوبد
به گمانم دریاهم از نبودنت شاکیست
✍️رامین وهاب
بارانِ دلتنگی هاست وُ،
--خیسم از نبودنت!
...
هیچ سقفی بر سرم،
دستت نمی شود.!
سعید فلاحی (زانا کوردستانی)
خالی است -دستانم-
در تهیدستی،
پُر است،
از نبودنت،،،
تنهایی ام!
(رها)
و چه غریبانه بغضم می گیرد
در تلاطمِ لحظه های نبودنت؛)
ساحل هاشمی
هر لحظه ثانیه شمار
نبودنت را فریاد می زند
ضربان قلبم چه ناکوک می شود
وقتی که ساعت
به وقت نبودنت
کوک است
مجید رفیع زاد
دلتنگتم و
درد اینجا نبودنت را
با فریادی از ته دل به همه ی دنیا خواهم فهماند.
شعر: تنها محمد
برگردان: زانا کوردستانی
سال ها بگذرد
کم نمی شود یادِ تو!
این ترازو
دقیق محاسبه می کند؛
--نبودنت را
زانا کوردستانی
اینجا
زیر باران بی امان
مردی مبهوت از نبودنت
آواره و سرگردان
تمام پیاده روهای شهر را گیج می زند ..!! 🖤💔
ای عشق خانه ات آباد...
اینقدر این دست و آن دست کردی که دقیقه های نبودنت تبدیل به ساعت ها شده و روزهای نبودنت تبدیل به ماه های نبودنت شده...
بیا که نبودنت سیراب شده
بیاکه نبودنت عادت شده
بیا که نبودنت قامت خمیده شده
بیا که نبودنت بهانه شده
بیا که نبودنت راضی شده
بیا که نبودنت رهاشده
بیا تا که نبودنت همه چیز نشده
شب...
به اندازی کافی طولانیست.
دیگر تو با نبودنت طولانی ترش نکن.
ڪـہ نباشـے...
زنـבگـے بـے تو ڪܩـے سخت گذر خواهـב ڪرב.
پایان نـבارב בلتنگے هاے تو،
هر شب با نبوבنت بیش از حـב میشوב.
در انتظار آمدنت
لحظههایم را کشتم
حالا مرا
به قصاص محکوم کردهاند
بیآنکه بدانند
من در تمام نبودنت
هر لحظه
جان میدادم
کلافه از آغاز وُ،
انتهای سفرم -
هیچ راهی به تو ختم نشد!
...
به نبودنت اما،
بسیار!
در هوای آلوده به نبودنت
نفسی بالا نمی آید!
نویسنده: کتایون آتاکیشی زاده
روزگار، نبودنت را برایم دیکته می کند
و نمره ی من باز می شود... صفر!
هنوز نبودنت را یاد نگرفته ام
بعد تو
به هر سوی نبودنت می نگرم،
محتاج می شوم که به خود بنگرم و بفهمم،
من با چه اعجازی کماکان زنده ام؟!
شاعر: نظیر تنها
مترجم: زانا کوردستانی