عشق پیش از تو فکر می...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

عشق...
پیش از تو، فکر می‌کردم عشق همان جادویِ لحظه‌ی اول است؛ همان نگاهِ برخوردِ دو چشم که در فیلم‌ها می‌بینیم. اما حالا می‌فهمم که عشق، خیلی عمیق‌تر و آرام‌تر از این حرف‌هاست. عشق را حالا در سکوت‌هایِ دونفره‌مان می‌بینم، در احترامِ بی‌صدایی که میان ما جاری است و در آن درکِ عمیقی که نیاز به کلمات ندارد. تو برای من نه فقط معنای عشق، که خودِ عشق شدی.

می‌دانی؟ پیش از آمدنت، انگار در حصارِ تنهاییِ خودم غرق بودم. با خودم زمزمه می‌کردم که هیچ‌کس مرا آن‌گونه که هستم دوست ندارد. اگر هم محبتی می‌دیدم، در نگاهِ من رنگِ سود و فایده داشت؛ و شاید هم من، چنان در تاریکیِ تردیدها مانده بودم که زبانِ دوست داشته شدن را نمی‌فهمیدم و نمی‌توانستم باور کنم عشقی هست که بیدریغ و خالص باشد.

اما تو آمدی و تمامِ جهانِ من رنگ عوض کرد. تو به من آموختی که پیش از هر کس، باید خودم را دوست داشته باشم. تو به من نشان دادی که چقدر ارزشمندم و چه جایگاهی در این هستی دارم. در کنارت، چنان امنیتِ عمیقی را حس می‌کنم که هر چه در دل دارم، بدون ترس از قضاوت، بر زبان می‌آورم. تو با تمامِ وجود می‌شنوی، می‌فهمی و با نگاهت مرا در آغوش می‌گیری.

هر رفتاری که همیشه در رویاهایم آرزو داشتم دیگران با من داشته باشند، تو بی‌هیچ چشم‌داشتی، با من داشتی. تو قلبِ مرا به من پس دادی؛ همان قلبی که پیش از تو، گمان می‌کردم لایقِ تپیدن برای کسی نیست.

تو عشق را برای من از یک واژه، به یک حقیقتِ جاندار و زنده تبدیل کردی.

«اما بدان که… فراتر از تمامِ آنچه که تو برای من انجام دادی، من عاشقِ خودِ تو هستم. من عاشقِ آن نگاهت، آن آرامشت، و آن جادویی هستم که در وجودت جاری است.
عشقم به تو، از هر معنایی که بتوانم در کلمات بگنجانم، عمیق‌تر و بی‌مرزتر است؛ چرا که من نه فقط برای آنچه هستی، که برای همان کسی که هستی، و برای آن ذاتِ پاک و بی‌دریغِ تو، تمامِ وجودم را فدای تو می‌کنم. من عاشقِ آن حقیقتِ شفاف در روحِ تو هستم که در میانِ این دنیایِ پر از تزویر، تنها امن‌ترین و درخشان‌ترین پناهگاهِ من است.
دوستت دارم… به شکلی که هیچ کلمه‌ای نمی‌تواند از عمقِ آن پرده بردارد. تو تمامِ دنیای منی.»

فاطمه مهری
ZibaMatn.IR
فاطمه مهری| نویسنده
ارسال شده توسط
ارسال متن