سلام بر عرعر هر بار که...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

[سلام بر عرعر]*
هر بار که کاروانی
با گرد و غبار "عرعر" و
با عطر ریحان باز می‌گردد،
دلم می‌گوید این بار
تو نیز با آن‌ها هستی...
بازنگشتی ای عزیزم!
دیر زمانی‌ست که چشم‌انتظارتم و
از آن دوردست‌ها،
بوی تنهاییِ تو را حس می‌کنم.
چه وقت بر خواهی گشت؟
تا که پیش از مرگم
چون شب‌های پر از شرمساری کودکی‌ات،
فقط یک بار دیگر
در آغوشِ قصه‌ی زیبای، کنار آتشدان
تو آغوشم را لبریز کنی از خنده و
من هم بگویم:
(گرگینه‌ی شبگرد
گرگینه‌ی شبگرد
نیایی به سوی پسرمان
برود به سوی دیگر)...
لهیب سوزان دوزخِ آتشین انتظار،
صفاک و بی‌رحم است!
مرا تبدیل به تکه چوب خشکی کرده است
که یک عمر شعله‌ور است و می‌سوزد و
آهسته آهسته خاکسترم می‌کند و
کی باز خواهی گشت، ای عزیزترینم؟!
--------
*منطقه‌ای در کردستان

ZibaMatn.IR
زانا کوردستانی
ارسال شده توسط
ارسال متن