ستاره ای در گوشی به من...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن شعر ملل
- ستاره ای در گوشی به من...
امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای
ستارهای در گوشی به من گفت:
تو در غروبی غمگین،
در کنار جادهای
با وقار و عظمتی خاص خواهی مرد!
تو در میانه غروب و درخت لیمویی خیس
تو در یورش مهای غلیظ خواهی مرد!
تو خواهی مرد و دخترکان از آرایش خود دست نمیکشند
زندگی هم، نظم بیخود را از هم نمیپاشد
سنگها نیز، سکوت خود را بر هم نمیزنند
دوستانت همچون گذشته در کوی و برزن
قهقهکنان و مست و مشنگ میچرخند
و تنها در تماشای آلبوم عکسهای یادگاریتان
یادشان میافتی،
و به یاد میآورد که تو هم زمانی زنده بودی
و زمانی به دخترانت، صبح بخیر میگفتی
و در عروسیها رقص و پایکوبی میکردی
و آواز خوانان از کوچهها عبور داشتی
آری،
تو میمیری و
دوستانت تو را به فراموشی میسپارند...
ZibaMatn.IR