زیبا متن : مرجع متن های زیبا

خدایا! سالی دیگر به پایان رسید و پا به سال جدید گذاشتیم. " ننه سرما" با تنِ بیمار به دیدار بهار آمد تا بوی غم را با طعم نوروز و سنبل و هفت سین عوض کند.
اگرچه خنده های کودکانه را در خیابانها ندیدیم، اگرچه بانگ " حاجی فیروز" را در کوچه ها نشنیدیم، اگرچه انتظار دانش آموز را در روزهای اسفند نخواندیم، اما زندگی را زیباتر از گذشته یافتیم چراکه به ارزش والای" عمر عزیز" پی بردیم و با خیام خواندیم:
امروز تو را دسترس فردا نیست
و اندیشه فردات بجز سودا نیست
ضایع مکن این دم ار دلت شیدا نیست
کاین باقیِ عمر را بها پیدا نیست.

سالی که گذشت سال سود و زیان بود؛ سال سیل و سوگ، سال اشک و لبخند، سال تحربه و معرفت.
اکنون که در خانه نشسته ایم، فرصتی داده شد تا بیشتر بیاندیشیم؛ به زندگانی، دوستی، خانواده، سلامتی، خیابان، وطن، جهان، در آغوش کشیدن، بوسیدن، دورهمی های گاه و بیگاه، شادی و عزا.

بیاندیشیم و قدر داشته هامان را بدانیم، حتی قدرِ به سوگ نشستنِ عزیزی که در کنار بازماندگانش بودیم.
خدایا! سالی که گذشت به من آموختی دوست بدارم، عشق بوَرزم، لبخند بزنم، ببخشم، دستگیر باشم، همبازی کودکان گردم و همصحبت پیران.

عطر بهاران پراکنده شدند، بنفشه و نرگس و لاله به یاری خورشید شتافتند تا بر لشکر تیرگی فائق آیند و هم پیاله ی جمشید و جم و نوروز گردند؛ و در کوچه ما عمونوروز همچنان می آید، مادر با چادر گُلگُلی به گلها آب میدهد و صدای شیپورِ " مبارکباد" شنیده میشود.

" نوروزتان مبارکباد"
ZibaMatn.IR

ZibaMatn.IR
امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

این متن را با دوستان خود به اشتراک بگزارید

ارسال پروفایل در پروفایل گرام