متن آمانج جبار
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات آمانج جبار
پنجرهای، رویای نسیم را
برای پروانهای تعریف میکرد
که بر سر شانههایم آرام نشسته بود.
مردهای را دیدم
که با دستان ظریفش
آزادی را نگه داشته بود و
اشک از چشمانش سرریز میکرد.
روزی از راه خواهد رسید
که پی خواهی برد
زندگی چه جهنمیست!
آنگاه در صدد فرار از چنگالش خواهی بود
وقتی میفهمی که سهمی برای آرزوهایت اختصاص نداده است
از این روست
که باید به طغیانمان بر علیه زندگی افتخار کنیم.
سخت است که بفهمیم
سرنوشت از کدامین راه ما را گذر خواهد داد
به کدامین گوشه و زاویه، از زوایای زمین
ما را ساکن خواهد کرد.
از این روست که باید
به آن راهها هجوم بیاوریم
که لبریزند از رویاهای سپید.