متن حلبچه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات حلبچه
حلبچه،
کودکی گم شده و آواره بود
سیاستمداران برگهی "دیانای"اش را پنهان کردند،
تا که هیچکس پیدایش نکند.
خستهها زیادند!
مانند مسافر راههای دور،
مانند مادری که شب تا صبح
بر بالین کودک بیمارش مانده!
ولی مردم حلبچه
از هر کسی بیشتر خستهاند،
گریبانشان را رها کنید
شاید اندکی بیاسایند...
بی لالایی و قصهی شبانه
برای همیشه به خواب رفتند -
کودکان حلبچه!
شاعر: روناک آلتون
ترجمه: زانا کوردستانی
[برای حلبچه]
حلبچه
تنهای تنهاست،
تنهای تنها،
همیشه تنهاست!
از سال ۱۹۸۸ تاکنون تنهاست.
تنها میگرید
تنها میمیرد
و در تنهایی بیپایانش اشکهایش را پاک میکند.
و تنهای تنها به دروغهای بیپایان ما گوش میدهد.
...
تنهای تنها،
با غم هم آغوش است و
کسی نیست که تنها برای یک...
[ترانه ی حلبچه]
حلبچه را تنها مگذارید!
امشب باد جنوب او را در خواهد نوردید!
مه و غبار او را می پوشاند،
مهتاب به پروازش در خواهد آورد،
گلویش را به طلوع آفتاب خیس کنید،
زخم هایس را با نسترن های کوهی مرهم نهید،
با آوازی قدیمی،
یا سرسبزی جنگل،...
ترسیم تابلویی ست،
از حافظه ی ماهی و اشک تمساح،
حلبچه!
شعر: آسو ملا
ترجمه:زانا کوردستانی
غبار اندود می شود،
و سالی یک بار می تکانندش،
حلبچه!
شعر: آسو ملا
ترجمه:زانا کوردستانی