دیگه امسال نه سبزه میخوام نه تنگ ماهی اگه عیدای قبلی اینا بودن چون تو بودی سفره هفت سین من امسال دوباره صورت ماه تورو بازم نداره
بهار از راه رسیده من زمستانم هنوز فصل هایم دست اوست ای دل عاشق بسوز
در این هوا فقط یڪ وعده آغوش تو میچسبد لب سوز و لب دوز؛ چاے را بعدا هم میشود خورد.
قلبم شده یک کاغذ مچاله حالا به زور صافش کن زیر فرش بگذار لای برگه های یک کتاب قطور حتی اتوی داغ را رویش بگذار خطهایی که از درد مچاله شدن روی قلبم مانده را محال است بتوانی نا پدید کنی بیخودی زحمت نکش کاغذ مچاله شده دیگر مثل روز...
در این هوا فقط یک وعده آغوشِ تو می چسبد لب سوز و لب دوز..️ چای را بعدا هم می شود خورد ...