گفتی: - کجاست خانه ی خورشید؟ گفتم: - حریم سینه ی عاشق.
میخواستم که سیر ببینم تورا...؛ نشد! ای چشم بیقرار! چه جای خجالت است؟!
پای عشق که در میان باشد آهن هم خم میشود
بنده عشق ندارد به جهان سودایی از خدا می طلبد، صحبت روشن رایی
پرسید یکی که عاشقی چیست؟ گفتم که چو ما شوی بدانی..!
جهان عاشقانه نیست من در کدام هزاره ام که هم چنان عشق می ورزم...
I want you and nothing more میخواهمت و دیگر هیچ...
من به عشق در یک نگاه اعتقاد دارم چون در اولین نگاه زندگیم مادرم رو دیدم
بیا... دنیا نمی ارزد به این پرهیز و این دوری
یه روزی میفهمی که مثل هر کس نبودم؛ اون روز تو مثل هرکس میشی
درست نیستش که تنم رو تختم باشه ولی فکرم تو بغلت ..!