متن اشعار صدیقه جُر
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات اشعار صدیقه جُر
صدیقه جُر
ماه را از آسمان چیدم
برای شبهای بیتو؛
ماه هم ترک برداشت
وقتی فهمید تو برنمیگردی.
صدیقه جُر
عشق به دروازهی دروغ که رسید،
رنگ باخت؛ ماه از پنجره افتاد
و شب، دیگر به صبح اعتماد نکرد.
صدیقه جُر
سری بر دار، تنهایی
دلی بیتاب و شیدایی
به کنج خلوت غم ها
دو چشم خیس بارانی
خدایا راز دل را بر تو می گویم
خداوندا،حکیما تو دانایی
نقاب بر صورت و مُهرِ سکوت بر لبانت،
برایت خانهای آباد و رؤیایی نمیسازد.
اگر خوار گردم، خدا هست و بس
اگر زار گردم، خدا هست و بس
اگر خلق عالم زِ من بگذرد
خدا در دلم عشقِ خود را نهد
اگر طعنِ مردم به جانم رسد
خدا هست و پشتم به او گرم شود
اگر جملهٔ خلق دشمن شوند
خدا یارِ من در...
صدیقه جُر
مژه مژه
سوزن سوزن رفو کن
نخ پودش زِ تاار مو کن.
که هنوز وصله دل
دو سه بخیه کاردارد
وطنم
صدیقه جُر
بــه دل دارم گل رنگینـهٔ عشق
جهــان بینـم بـه آن آینهٔ عشق
چهها بر پا کند بر قلب مسکین
شراب سرکش و دیرینهٔ عشق
شراب و شور و مستی را بیاور
نما مهمان چشم و دیدهٔ عشق
می دانستی؟
از وقتی تورا شناختم
آنقدر دوستت دارم
که اگر ماه،شبی
نامت را فراموش کند،
از آسمان پایین میآید
و در چشمهایِ من
دنبالِ نورِ گمشدهاش میگردد.
تو را آنقدر دوست دارم
که حتی خدا،هر وقت
عشق را معنا میکند،
لبخندی شبیه تو
بر لبِ جهان مینشیند.
گــم شــده اســت
در ڪــوچــه پــس ڪــوچــه هایــ
ســر بــه هواےشــهر
،هوایی مه آلوده با بغض
در سرگـردانـی بــن بــسـت ها
فریاد مــی ڪــنــد
هزاران بــار نــقــشــه ی
بی فرجام فــرار
فرار از دخمه های هولناک،،
نگاه شب گردهای چکمه پوش
می لرزاند پیکر نحیفش را،،،
هر بــار در مــحــاصــره...
نشانه
گفتم که عاشقت شدم،گفتی دلیل و،آیه ای؟
گفتم توراخواهم وبس،گفتی نشد نشانه ای!
گفتم دلم رفته زدست،بی تو ندارم شب وروز
گفتی به هر جابنگری ،بینی زمن، تو سایه ای
گفتم تو خورشید منی،سوزم ز عشق پاک تو
گفتی تو خود آیینه ای،آیینه ای در سینه ای
گفتم مرنجانم...
صدیقه جُر
پاییز دماسنجیست
که تبِ خاطره را اندازه میگیرد؛
هرچه هوا سردتر میشود
تو گرمتر به یادم میآیی.
به تو از دور سلام
به تو ای راحتِ جانم، به تو ای نور سلام
به تو ای قبلهٔ دل، از دلِ رنجور سلام
شب اگر دور شدم باز، دلم پیشِ تو بود
به تو ای ماهِ شبِ تار، زِ رَه دور سلام
هر نفس نام تو آمد به لبم،...
غ ✍🏼وغا،
خواستم ازعشقِ تو غوغا کنم، اما نشد
سینه را از شوقِ تو شیدا کنم، اما نشد
خسته ام، بی نور چشمت اشک من دریا گرفت
اشکِ چشمم را به شب حاشا کنم، اما نشد
خواستم در خلوتِ دل، با تو رؤیا پرورم
آتشی از عشقِ تو پیدا کنم،...
صدیقه جُر
محبوب من.
آفتـاب را به مـن بسپـار
و فـرداها را به
دسـتهایم
براے تـو و براے
دوسـت داشتنت
همیشه صبـح
را آب و جارو میکنم
صدیقه جُر
دیگر بی حساب شدیم
من و دنیا
همدیگر را. رنگ کردیم
من با مدادسیاه
دنیا با مداد سفید
من روزهای او را .
او موهای مرا ..
💔صدیقه جُر
عشق آمد و در خلوتِ جان خانه گرفت
از پنجرهٔ خاموشِ دلم نامه گرفت
گفتم: «چرا آیینه حیران شده است؟»
گفتا: «غریب از همه بیگانه گرفت.»
صدیقه جُر
عشق آمد و آرام به ویرانه نشست
بر شانهٔ بارانیِ این خانه نشست
گفتم: «همه از هجر تو افسانه شدند
گفتا: غم معشوق به کاشانه نشست»
💔
صدیقه جُر
عشق آمد و در آینه حیرانم کرد
از خندهٔ تلخ خود غزلخوانم کرد
گفتم: «چه شد این دل به غمت خو کرده؟»
گفتا: «غمِ عشق است که انسانم کرد.»
صدیقه جُر
عشق آمد و آرام به جانم افتاد
چون اشک، به چشمِ نگرانم افتاد
گفتم: «چه کسی حرمتِ دل را بشکست
گفتا: که از فراق اندوه به جانم افناد
صدیقه جُر
گل، از باد گلهای نداشت؛
دلش از باغبانی گرفت
که عطرش را ندید
و خارش را به خاطر سپرد.
به یاد شهریار
« از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران»
دل ولی مانده هنوز از پیِ آن عهد و نشان
گفتم از یاد تو دل را که فراموش کند
باز نام تو برآمد ز دلِ خسته نهان
هر کجا پنجرهای رو به خیالت وا شد
دیدم آن چهرهٔ شیرین...
تا دیگر بارِ تو را می بینم
مثلِ هر بارِ دیگر غمگینم
کی شود بار دیگر باز آیی
من از آن خالِ لبت گل چینم
قدر هر ثانیه را میدانم
قدر آن لحظه که نزدم بینم
چقدر مست و سرِ حالم من
با همه تلخ با تو ولی شیرینم
ثانیه...
ماه در نگاهت
در خوابِ تو
ماه پالتوی سفیدش را
روی شانههای شب میاندازد
و من در جیبهای تاریکی
دنبال دستهای
تو میگردم.
🌳
تو که میآیی پرندهها
آدرس خانهشان
را فراموش میکنند
و باد موهای خیابان را
به نام تو شانه میزند.
🌳
مادرم گفت:
«عشق، نانِ گرمِ خداست.»...
مدتهاست
از کسی نمیپرسیم: «خوبی؟»
فقط لبخندش
را میبینیم
و خیال میکنیم
چراغی در خانهاش
روشن است.
چه بسیار پنجرهها
که از دور روشناند،
اما پشت شیشه
کسی زندگی نمیکند.
آدمها کنار هم نشستهاند؛
فنجانها گرماند،
چراغها روشن،
و میان دو صندلی
جنازهی یک گفتوگو
سالهاست
خاک میخورد.