شعر عاشقانه متن عاشقانه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شعر عاشقانه متن عاشقانه
مزن بر طبلِ رسوایی تو ای دل
چو نی نالان و بی پروایی ای دل
تو با این بیقراریهایت آخر
گمانم قصدِ جانم داری ای دل !
قسم ،،، بر زیتون چشمانت
دنیای بی تو ،،،
برایم مکروه که نه ،
حرام ابدیست !
من یقین دارم روزی خواهی آمد ،
به وقتِ رسیدن خرمالوهای نارس
زیر بارش باران ،
همراه با پچ پچ برگهای زرد و نارنجی
ریخته بر کف خیابان در
پاییزی سرشار از عشق و زیبایی !
آنجا که نگاه تو ،،، باشد
شکوفا می شود باغ دیدگانم !
من همچون کهنه درختی پاییزی
تو چون شبنم از طراوت لبریزی
من ابری غم آلوده در شوره زار
تو چون عطرِ گلها دل انگیزی
ماه مهر و چتری زِ عشق ،
جاده ای در پیش رو ،
دست دهیم به دستِ مهر ،،،
در جوارِ حضرتِ پاییز ،
برویم مکتبِ عشق !
کاش زیرِ گنبدِ کبود
دو تا بود ، یکی نبود
اونی که بود من بودم و تو ،،،
و اون که نبود ،
تنها وهم و خیالِ
بی تو بودن بود !
کاش برسد
سیبِ کال و
نارسِ آغوشِ تو ،،، !
تک بیتی
شمیمِ عطرِ تو ،،،
چون می آورد نسیم
زِ عطرانه اش گَرَم
بمیراند چه بیم !
آهای قاصدکها ، بادِ هرزه گرد را بگوئید :
آهسته تر قدم بردارد ،
گندمزار آبستنِ
خوشه هایِ عشق است !
بوسه های کالم را
بر بالِ قاصدکها می نشانم ،
رها در باد ،،،
کنجِ لبهایِ تو ،،، می رسد
سیبِ کالِ بوسه هایم !
نقشِ آغوشِ تو را میشه نقاشی کنم ؟
بوسه ات بر لوحِ دل میشه حکاکی کنم ؟
وَز تمنایِ دلم موجِ گیسوی تو و
بحرِ مواجِ تو را میشه صحافی کنم ؟!
به کرشمه ی نگاهی برده ای قرارِ ما را
تو مگر ندیده بودی دلِ بیقرارِ ما را ؟!
شعله می زند به جانم هر دم آن دو چشم شهلا
تو به چشمِ خود ندیدی حسرتِ اقاقیا را
مرا به ییلاقِ آغوشت ،
به آبادیِ نگاهت ،
نه اصلا بِبَر
به دریای دلت ،،،
می خواهم غرق شوم در
امواجِ عشقت ...!
یک دست....
بیا
دست دیگرم باش
تا
دنیا را بغل کنم.
دل
بَردار
تا
دل
بَری
با دلبری
از دلبر .
چه می شد
اگر
آرزویت
آرزویم بود!؟
بر می گردی
یا
می گردی
در خاطرات شهر شلوغ ذهنم
تا مُردن.
خیالت جمع
من
تو را
با هیچ کس
تقسیم نمی کنم...
صبح
یعنی :
آویختن دستان خورشید
به گردن گُل پونه ها...
آنقدر
می خوانمت
که
از یادم نری.
من
به یاد تو و لبخند گل شمعدانی
خانه را
از نفس پاک غزل پر کردم
من بی تو پنجره ای رو به کویرم
دل خسته و از زندگی سیرم
محبوبم بی تو
اشک می بارد و غم می تازد تا ابد