نهادم بر لبت لب را و جان و دل فدا کردم
مرا و یادِ تو، بگذار و کنجِ تنهایی ...
مشکل که ز دستِ تو بَرَم جان به سلامت...
ز تمام بودنی ها، تو همین از آن من باش...
گمان مبر که جدایى به اختیارِ من است...
من و تو کوه شدیم و نمی رسیم به هم...
یادش بخیر گرچه دلم نیست شاد از او
دل نیست کبوتر که چو برخاست ، نشیند...
در پیشِ تو قدرِ هر سگی بیش از ماست...
کس ندانم که جفا داند و بر ما نکُند...
دانی که رویم از همه عالم به روی توست ؟
با هرچه به جز توست ، مرا ساز مده
من چنان عاشقِ رویت که زِ خود بی خبرم..
می فُروشد او به جانی بوسه ای..
عاشقم گر نیستی لطفی بکن نفرت بوَرز ..
چمن عشق را خزانی نیست...
بی لبِ می فروش تو کی شکند خمار دل..؟
پشت این لبخندها ، سی سال غم دارم رفیق
اِستاده ام چو شمع، مترسان ز آتشم ...
بی تو بودن نتوان با تو نبودن نتوان...
حلول ماه شوال و عید سعید فطر مبارک باد . . .
آتش عشقت ز فکر می جهد اندر وجود...
من نه آنَم که تراوش کند از من گِله ای...
کوته به بوسه عاقبت این ماجرا کنیم...