به خود نساخته ام آن قدَر که با تو بجوشم
هم چنانش در میانِ جانِ شیرین، منزل ست
از همان آغاز ما را کم تحمل ساختند ...
اینجا دلم برای تو هی شور می زند...
جان ما و دل غُلام رویِ توست ️
شش جهت بی کسی و من تنها...
مرهم زخم دلم جز خم گیسوی تو نیست... تبریزی
تا دل به تو پیوستم راه همه در بستم
تیره روزم،دوست مى دارد دلِ شب ها مرا کاشانى
هوای روی تو دارم نمی گذارندم ...
به سینه می زندم سر، دلی که کرده هوایت...
دست خالی ماند هر کس دامنِ دنیا گرفت...
دل است جای تو تنها ...️ _منزوی
رهِ آسمان درون است، پرِ عشق را بجنبان..
من تمامم پُر از این حالت بی حوصلگی ست
بیا کز عشق تو دیوانه گشتم ... مولانا
یک نظر دیدم و تاوانِ دو عالم دادم ...
عکس تو به هر آب که افتاد گلاب است... کاشی
دل من؛ تنگ و هوایی نگاهت شده است....
تا جنون فاصله ای نیست از این جا که منم...
صنما مُرده ی آنم که تو جانم باشی....️
حجابِ حُسن نگذارد تورا تا بنگرى سویم
چقدر حال دادیمو زدن تو حالمون