متن حجت اله حبیبی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات حجت اله حبیبی
کجا ، باز بینم تو را ،
گر قیامت نباشد .
حجت اله حبیبی
حوض خانه، پر ز برگ ،
باغچه خشک و گل کباب ، غرق خاک و قاصدک، خانه ی تمیز مادرم . حجت اله حبیبی
تو می روی ، امّا ، غبارِ غم ، همدم جانم می شود ، ِکویر اندوه ، صبح امیدم را می خُشکاند ، دیوارِ تنهایی ، پرنده ی خوشبختی ام را ، به دار می آویزد ، و سیل اشک ، باغ زندگی ام را ، به تاراج می برد...
چی شد، فراموش کردم ، باید فراموشت کنم . حجت اله حبیبی
گاهی، فراموش می کنیم که از خاکیم ، به خاک می اُفتیم ، در خاک می خفتیم ، که ظلم می کنیم . حجت اله حبیبی
اگر دَمی ، آدمی ، به دَمی، وابسته نبود حتی دَمی ، سجده نمی کرد ، خدا را آدمی ،
حجت اله حبیبی
دریا ، زتو آموزد ، آرامش و طوفان را
وقتی که تو می خندی ، آن دَم ، که تو می گریی . حجت اله حبیبی
آرام تر از دریا ، سر سخت تر از موجیم
بنشین و تماشا کن، آرامش طوفان را .
حجت اله حبیبی
کاش، هوا ابری بشه ، تا آسمون، تنها نشه . حجت اله حبیبی
وقتی رفتی گرم بود و از چشمانم عرق می ریخت ، باور نمی کردم رفتنت چشمم را به هم ریزد . حجت اله حبیبی
کاش از خویش می بریدم ، به تو می پیوستم ، تا تنها ، در اْفق گام بر نداری . حجت اله حبیبی
در آن حصارِ غمزده ی شب ، گریستم، وقتی ، غروب ، رفتی و در مِِه ،گم شدی . حجت اله حبیبی